{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بس که بر ماه به یادت نظر انداخته ام

بس که بر ماه به یادت نظر انداخته ام
گوشه ی برکه ی غم بال و پر انداخته ام
من که با جمله جهان قصد کشاکش دارم
پیش شمشیر نگاهت سپر انداخته ام
هرکجا ردّ قدمهای تو پیدا باشد
راه خود را به دل آن گذر انداخته ام
تا که کام دل تو تلخ نباشد از غم
بیت بیت غزلم را شکر انداخته ام
آرزوها همه در گوشه ی دل حبس شده
چنگ در بند دعای سحر انداخته ام
حال من سخت گرفته ست، خدا می داند
زیر دندان چه خشی بر جگر انداخته ام
باز هم توی سرم واژه به هم می بافم
غزلی تازه به یاد تو سرانداخته ام
دیدگاه ها (۱۸)

لــطــف ڪــن، امــروز را تــنــها بــه مــن ارفــاق ڪــنلــح...

امشب پریشانم بیا پیمانه برداریمرخت عزا را از تن این خانه برد...

درد دارد عشق، اما دردِ بدتر دوری‌اشپیرِ دلتنگی بسوزد، بالاخَ...

بی وفا،من در هوایت،بی هوا بغضم گرفتبی صدا سوزِ نوایت،بی هوا ...

#عید_قربان_مبارکما چه داریم برایت ای عشق! که بریزیم به پایت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط