{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بین ما چیزی نبود

بین ما چیزی نبود
که حالا
این پاییزی را که تنهاترم می کند،
به تو نسبت بدهم!
به آبــان که رسیدی،
یک نخ سیگار آتش بزن
و رو به پنجره،
برای خورشیدِ دمِ غروب،
از دختری با موهای قرمزش بگو،
که هرگز نبود!
دیدگاه ها (۱)

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

عاشقانه های شبنم

اعتیاد من بهت.

😂👕 یک دعوای همیشگی بین مامان‌ها و مردها!👩🏻 مامان: «این همه ل...

⭕️ چرا جعفری سیگار می‌کشد؟!اوایل سال ۱۳۶۱ بود. یک روز تلفن خ...

دختر ماه و پسر خورشید ادامه پارت دوم

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۴✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

📖 آکادمی آستریاپارت اول | «دختری از آب و یخ»هیچ‌کس نمی‌دانست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط