{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت هشتاد🍷🗡



داشت به جاهای خفیفی کشیده میشد

سریع حرفشو‌ قطع کردم
+غلط میکنی!

خیره شدم به چشماش

گفتم الان دستشو می‌بره بالا و میکوبه تو صورتم
ولی این کار و نکرد

به جاش نیشخندی زدی
گفت
+همین وحشی بازیافت جذبم می‌کنه!

لب گزیدم
_میری بالا تو اتاق منتظر میمونی تا بیام

آب دهنمو قورت دادم
پشت چشمام گرم بود

هنوز تب داشتم.

سرمو به نشونه ی نه تکون دادم
+میام پیش اون پسره، ازش خوشم ..

حرفمو قطع کرد
_پس مجبورم کاری که نباید و بکنم

با حرفش استرس گرفتم
میخواست چیکار کنه مگه؟

لب زدم
+چیکار میخوای کنی؟

گوشیشو درآورد
به یکی زنگ زد، یه کلمه گفت
_سه تا خدمه بفرست بیان اتاق پایین سریع!!!!
دیدگاه ها (۰)

بازی درخون 🍷🗡پارت هشتاد یک🍷🗡دستشو گرفتم با ترس گفتم +میخوای ...

بازی درخون 🍷🗡پارت هشتاد دو🍷🗡باید ناز میکردم.مگه تصمیمم همین ...

بازی درخون 🍷🗡پارت هفتاد نه🍷🗡دیوونت میکنم جوری که خودتم نفهمی...

بازی درخون 🍷🗡پارت هفتاد هشت🍷🗡نمی‌دونم کجای حرفم مشکل داشت که...

راهی برای نجات....پارت چهاردهم____________تو اتاق کنار هم نش...

راهی برای نجات....پارت سیزدهم_______________________سر میز ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط