ترجمه دل خوشیه من بود تا اینکه

🕸ℐ𝓉 𝓌𝒶𝓈 𝓂𝒴 ℘ℓℯ𝒶𝓈𝓊𝓇ℯ 𝓊𝓃𝓉𝒾ℓ 𝓃ℴ𝓌❤️‍🩹


ترجمه : دل خوشیه من بود تا اینکه...🎭


🅿19:

ویو ا/ت
ساعت ۱ونیم بود رفتم اتاق و یه ل*باس انتخاب کردم(اسلاید ۲) و پو*شیدم...بعد از ۳۰ مین تمام چیزایی رو که لازم داشتم برداشتم و رفتم سوار ماشینم شدم‌ و رفتم سمت خونه‌ی هانا...
ویو هانا
داشتم با یونگی وسایل های لازم رو آماده میکردیم که يه لحظه زنگ در خورد.رفتم در رو باز کردم
ا/ت : چطوری می*مون
هانا: سلام بلد نیستی عنت*ر
ا/ت: گمشو باباا(یاد اون زنع افتادم..برو گمشو بابااا😂)
بعد هم دیگرو بغ*ل کردیم و رفتیم داخل..
ا/ت : عه سلام خوبی، شما آماده اید😐
یونگی: سلام، آره ما حاضریم 😁
هانا: فکر کردی مثل تو تنبلیم 😏
ا/ت : درد😐
یونگی: 😂بسه ديگه بریم یکم استراحت کنیم کوک هم نزدیکای عصر میاد...
ا/ت : اهان خب نظرتون چیه تا اومدنش یکم فیلم ببینیم 😊
هانا: اوکی

ویو کوک
ساعت نزدیکای ۳و۴ بود رفتم وسایلم رو جمع کردم و رفتم سمت عمارت خودم...
بعد از ۲۰ مین هر چی رو لازم داشتم برداشتم و چمدونم رو جمع کردم و رفتم یه لباس انتخاب کردم(اسلاید ۳ ) و رفتم سمت خونه‌ی هانا اینا....


ادامه دارد......
شرایط پارت بعدی:¤
《♤cament : 12 💬♡》
《 ◇laik : 12 ❤️♧》

ولش حوصله ندارم پارت ۱۹ رو هم براتون گذاشتم ولی شرط این پارت رو برسونید تا ۲۰ رو بزارم 😐😁😚
دیدگاه ها (۱۹)

🥂😘🥳۱۰۰ تایی شدنمون مبارک 😁✨️🎉🎊بسلامتیه روزی که ۲۰۰ تایی شیم😎...

🕸ℐ𝓉 𝓌𝒶𝓈 𝓂𝒴 ℘ℓℯ𝒶𝓈𝓊𝓇ℯ 𝓊𝓃𝓉𝒾ℓ 𝓃ℴ𝓌❤️‍🩹ترجمه : دل خوشیه من بود تا ...

🕸ℐ𝓉 𝓌𝒶𝓈 𝓂𝒴 ℘ℓℯ𝒶𝓈𝓊𝓇ℯ 𝓊𝓃𝓉𝒾ℓ 𝓃ℴ𝓌❤️‍🩹ترجمه : دل خوشیه من بود تا ...

🕸ℐ𝓉 𝓌𝒶𝓈 𝓂𝒴 ℘ℓℯ𝒶𝓈𝓊𝓇ℯ 𝓊𝓃𝓉𝒾ℓ 𝓃ℴ𝓌❤️‍🩹ترجمه : دل خوشیه من بود تا ...

هرزه ی حکومتی پارت ۸ کوک : ...بلدی غذا درست کنی؟ ا/ت : آرههه...

پارت ۱ا،ت ویوا،ت: چشم رئیس ببخشیدیونگی : دفعه ی بعدی بیشتر د...

حساسیت من پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط