{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتــی هستــی

وقتــی هستــی

هیــچ چیــز کــم نیســت!

خــدا هــم هســت آن بیــرون!

جــای پــاش هــم هســت بــر بــرف!



چقــدر رقصیــده بــود آن شــب . . .



شاعر: عباس معروفی
دیدگاه ها (۱)

بــا یــک گــل،بهــار نمــی شــود!یــک بــرگ خشــک، امــاتمـ...

دلم کما می خواهد! از آنهایی که دکتر می گوید :متاسفم.. فقط بر...

آن صبحِ سردِ بی‌تکرار«یادش بخیر، شبِ قبلش هنوز صدای خنده‌های...

رهایم نکن خدابدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،چقدر می‌ترسم ب...

معرفی رمان «نیش نیمه‌شب»🖤 نام: نیش نیمه‌شب🩸 ژانر: فانتزی، خو...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

توضیحات👇🏻. . . . . بعضیا فکر میکنن بازیگر هست و تو فیلم ها د...

پارت یک هانا و یونگی نقش اصلی داستان ویو هانا من یه دختر بدب...

همواره عاشقانه ترین میشمارمت، باور نمیکنی که چقدر دوست دارمت...

پارت ۱۴: فرار به سویِ روشناییا.ت با نگاه به کدهایی که روی ما...

افتاده در چشم تو صاف

پارت دو تک پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط