و آماده شدیم رفتیم میسو

و آماده شدیم رفتیم میسو
رو بیدار کردیم و سه
تایی رفتیم پایین صبحونمون
رو خوردیم که جین گفت
جین:امروز میخوام ببرمتون بیرون
ا.ت:چرا؟
جین:حوصلم تو خونه سر رفته اخه
ا.ت:باشه عشقم بریم
نانسی:عشقم؟(حرصی)
ا.ت:بله ما با همیم مشکلی؟
نانسی:نه من برم حاضر شم(عصبی)
ا.ت:(نیشخند)
(چند مین بعد)
همه حاضر بودن رفتیم
بیرون و سوار ماشین شدیم
جین:خب کجا بریم؟
ا.ت:اممم نمیدونم
میسو:میشه بریم...
نانسی:ایش بچه جون از تو نظر نخواستن بزار بزرگ تر ها تصمیم بگیرن
میسو:(بغض)
جین:نانسی خفه شو فهمیدی حد خودت رو بدون حق نداری با بچه ی من اینطوری حدف بزنی(فوققق عصبی)
نانسی:ببخ...شید اوپا(ترس)
جین بدون توجه به نانسی برگشت سمت میسو
جین:بابایی کجا بریم؟
میسو:میشه بریم پاساژ
جین:باشه قشنگم
جین ماشین رو روشن کرد و به
سمت پاساژ رفت
وقتی رسیدیم پیاده شدم و میسو رو از ماشین پیاده کردم
ا.ت:خب پرنسس دوست داری اول بریم چی بخریم؟
میسو:اسباب بازییییی
ا.ت:باشه پس بزن بریم
من میسو رو بردم داخل و جین هم با نانسی اومد تو پاساژ
ات.:جین من میسو رو میبرم اسباب‌بازی فروشی زود میام همینجا بمون
جین:باشه عشقم مراقب باش
دست میسو رو گرفتم و با هم رفتیم کلی اسباب بازی خریدیم وقتی برگشتیم با صحنه ای که دیدم از عصبانیت چشمام کور شد...

اینم اون دو پارتی که گفتم
شرط ها برای پارت بعد:
۲۸ لایک
۳۰ کامنت
دیدگاه ها (۹۲)

و رفتم پیش دختراا.ت:دخترا شما برید من کار دارمسونگ مین:باشه ...

اع وا اخلاقم چشه مگه😔😂ولی قشنگ ریدی بهم باریکلا🗿👍

نانسی:اوپا پدر مادرم دارن میرن مسافرت مامانم گفت اگه تو قبول...

سلام مجدد من با ایشون ی شرطی بستم که اگه من فردا ۲ پارت از ف...

ویو ا،ت صبح از خواب پاشدم رفتم دست و صورتمو شستم کارای لازم ...

پارت ۳ فیک مرز خون و عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط