{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه ....

ادامه ....


هاری : اههههه .... نگفتم اینقدر یهویی...
جونگکوک فورا نزدیک لبهای هاری شد و در حین ضربه زدن بعد از بوسیدن لبهای هاری لبهاش رو به گوش هاری
رسوند و با صدایی که به شدت بم شده بود لب زد
جونگکوک : شش... مثل همیشه عادت میکنی.... فقط ناله کن...
. هر دو خیس عرق بودند جونگکوک دستش را روی پهلو های لخت هاری برد و لمسشون کرد کمی فشاری به پهلو هاری زد اینگونه هاری در دو طرف رو فشار افتاد می‌دانست که وقت زیادی از نبود جونگکوک می‌گذشت و باید جونگکوک هاری را برای رابطه لذت بخش آماده می‌کرد ولی جونگکوک تشنه تر از این حرف ها بود
دیدگاه ها (۰)

( 3 تفنگدار )پارت ۲۰ هم زمان باز هم عضو اش را نزدیک تر به ه...

( 3 تفنگدار )پارت ۲۱همچنان برگه به دست مشفول خواندش بود و هر...

( 3 تفنگدار )پارت ۱۹ دست چپش رو به آرامی از زیر هاری رد کرد...

( 3 تفنگدار )پارت ۱۸و باز هم آروم تر بدن لباسش را به دست گرف...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟕جونگکوک بعد از چند دقیقه موندن تو اب ب...

نام: قرارداد نفرتPart:¹⁰صبح روز بعد، ا/ت با صدای زنگ ساعتش ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط