{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همخونهاخموم

#همخونه_اخموم 🌱
#PaRt31

جیمین چیزی نگف فقط پوکر بود باهم از ساختمون زدیم بیرون
نگاه آدمای زیادی رو خودم احساس می‌کردم
کنار کم کسی قدم نمیزدم خواننده بود
ولی خب به من چه خواننده

ی پارکی دیدم به جیمین گفتم
بریم تو اونم با تکون دادن سرش قبول کرد وارد پارک ک شدیم
چن قدم برنداشته بودیم ک گله ای از دخترا
عین بز ریختن سرمون

_وای باورم نمیشه جیمینه

=خاک تو سرت من دوماه رفتم آمریکا برگشتم
اینجوری ذوق نکردین

÷ خفه شید بیاید عکس بگیرین

جیمین: لعنت... کارمون زاره

بعدم سرشو انداخت پایین
همینجور زمزمه کرد
بیا از کنارشون خیلی آروم ردشیم نفهمن
هوفف..برا دوتامون بد...

با دیدن اینکه دارن میان طرفمون دستمو گرف
مثله کش تنبون بدو بدو
دستمون رو صورتا دو دو میرفتیم

بخوام قشنگ بگم تا تجسم کنید
یه کش تصور کنید دست یه کرگدن همینجوری کتوپ کتوپ

کنان داره میکشدش انور صورتاشونم پوشوندن

بدو بدو از پارک کردیم بیرون یکم برگشت عقب
جیمین: وای ا.ت اینا هنوز دنبالمونن بدووو

ا.ت: چقدر بدوووومممم خسته شدممم

بعد چن دقیقه دویدن رسیدیم به یه کوچه خودمونو زدیم توش

پشت ماشین مشکی*
دیدگاه ها (۱)

#همخونه_اخموم🌱 #PaRt32 ا.ت دوتامون پشت یه ماشین نشسته بودیم ...

فیک جدید خرگوش انسانما تعداد پارت:نامعلوم نویسنده:لورانبچه ه...

#همخونه‌_اخموم🌱#PaRt29ا/تصدای گوشی جیمین بلند شد نگاهی بش کر...

#همخونه‌_اخموم🌱#PaRt28جیمین:دوساعته دارم زنگ میزنم درحال مکا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط