{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در آن نوبت که بندد دستِ نیلوفر به پایِ سروِ کوهی دام

در آن نوبت که بندد دستِ نیلوفر به پایِ سروِ کوهی دام
گَرَم یاد آوری، یا نه
من از یادت نمی کاهم
ترا من چشم در راهم....


#نیما_یوشیج
دیدگاه ها (۱)

‌خانه‌ام ابریستیکسره روی زمین ابری ست با آناز فراز گردنه خرد...

‌به دنبال لبخند ناب تو هستمـچنین عمرمـ را می‌گذرانمـمرا نه ش...

‌آن بی تابی‌ام در عاشقانه‌ها آیا آشکار نبود؟منی که هزار سال ...

‌ڪاش ڪمی بیشتر دوستمـ داشتی،تا اگر روزے از من بی خبر بودےفڪر...

تو خواهی رفت، دیگر حرف چندانی نمی‌ماندچه باید گفت با آن‌کس ک...

آخرش می‌فهمیکه نشانه‌هاهیچ‌وقت به تو دروغ نمی‌گویند.ما هستیم...

چشمانت آن‌قدر زیباست که کاشهنگام نگاه کردن به آن‌ها ، زمان م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط