{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می آیند و می روند آدم ها

می آیند و می روند آدم ها

با خود به یغما می برند باورهایم را
می برند آن منِ سابق را
آن منِ ساده خوش باور را
آن منی که خوب بود ، چشم هایش برق داشت

در وهمِ شیرین خیالش رویایی در سر داشت!
آن منی که منِ اکنون نبود
این‌چنین مغموم و بدبین نبود
دنیا معمایی پیچیده نبود
آسمانش آفتاب داشت،

روشن بود ، گرم بود ، هرروز امیدی بود!
دلتنگ منم می‌شوم گهگاهی
جا گذاشته‌امش حوالی این دو راهی
ای منم ، راه گم نکرده ای؟!
سری بزن ، گاهی حالی ، احوالی.......
دیدگاه ها (۵)

خدای عاشق سلام

ﺑﺎﺯکن!! فرق نداﺭﺩ ﭼﻪ شرابی باشدﺍﺯﺩﺭ ﻣﺴﺠﺪ ﻭ ﻣﯿﺨﺎﻧﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺗﺮﺳﯿ...

شبتون پر از از ارزوهای زیبا

عزیزانم شبتون خوش

می‌دانستم روزی ترک خواهم شد. از همان ابتدا می‌دانستم که او م...

سلام سیسی های گل پارت اوردم پارت ماهالبته پارت اخره و قراره ...

#تاج_و_طوفانپارت ۸۵: درگیری دانشگاهصبح قصر برخلاف شب قبل، دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط