اینم پارت بعدی😊عامم ببخشید دیر دادم اخه خیلی برای اجراعه
اینم پارت بعدی😊عامم ببخشید دیر دادم اخه خیلی برای اجراعه بی تی اس توی فیفا ذوق داشتم 🌈فردا هم شایددد دوتا پارت دادم و اینکههه اسپانیا برددددد هوووووووووو
『روانی عاشق』
𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟑𝟗
اونا رسیدن به ترکیه و از هواپیما پیاده شدن.
میا و کوک هنوز با جیمین و ته قهر بودن..
که تهیونگ جلوی کوک رو گرفت.
^جی کی ببخشید نباید اینجوری میکردم
+ نمیخوام
^برات شیرموز میخرم
چند تا؟
^چندتا میخوای؟
سه تا
^چشم حالا اشتی
اره
^هورااااا
....
جیمین و میا به تهیونگ و کوک نگاه داشتن که یهو به هم دیگه نگاه کردن.
اما یهو نگاهشونو به جلو انداختن همراه بقیه رفتن.
&جیمین
*بله قربان
&ادرس خونه رو بده
*چشم قربان.
جیمین تبلتش رو برداشت و ادرس خونه ی مین_سوک رو به اقای کیم نشون داد
&خوبه تا شب صبر میکنیم
همه::چشم رییس
..
ویو ذهن میا::
_به نظر رییس مهربونه پس چرا میگن خطرناکه
شاید توی عملیاتش سخت گیر باشه..
...
&یه هتل اجاره کردم
اتاق هتل ها دو نفرس هم اتاقیتون رو انتخواب کنید.
من با تهیونگ
^اخخ من فدات شم
=من با یونگیی
:/مگه تیم مسابقه ی دوعه
=عه یونگییی
~پس منو نامجونم باهم
&من تنهام
میمونه شما دوتا
_نهه من نمیخوام با جیمین باشم
*منم نمیخوام با میا باشم
^بچه ها بس کنید اصلا هشت ساعت طول نمیکشه
عامم تهیونگ چند روزی هم قراره اینجا بمونید
^او اره
_نهههه
¢میا جیمین از دستورات رییس کیم سرپیچی نکنید
...
جیمین احترم گذاشت و خم شد
*معذرت میخوام رییس هرچی شما بخوای
..
میا هم اروم احترام گذاشت و گفت::
_معذرت میخوام رییس
&افرین حالا بریم هتل
...
جیمینو میا با اعصبانیت به هم دیگه نگاه کردن
همه سوار یه ماشین شدن و رفتن هتل
....
نیم ساعت بعد.
نویسنده:»همه توی اتاقای خودشون بودن .
ویو میا و جوجه..
_چقد بزرگه هتلش
*اره
_جیمین
*ها
_ها و زهرمار بلد نیستی بگی بله
*ببخشید بله
_رییس که خیلی مهربونه چرا میگین خطرناکه
*وقتی اعصبانی بشه زنده خاکت میکنه
_ااااهاااااا
*چرا اینجوری میگی
_نمیییدونممممم
*چرا مسخره بازی در میاری دیوونه
_نمیییدونمممم
*یعنی چی نمیدونی مثل ادم حرف بزن
_ایشش
*واح
...
میا از روی کاناپه بلند شد و رفت توی اتاق و لباسش رو عوض کرد..
..
دینگگگگگ دینگگگ( اهنگ زنگ گوشی جوجه )
*کیه الان زنگ زده..
..
جیمین گوشیشو برداشت و دید که ...
....
ادامه دارد.
فالو،لایک و کامنت یادت نره عزیزم 🌈
『روانی عاشق』
𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟑𝟗
اونا رسیدن به ترکیه و از هواپیما پیاده شدن.
میا و کوک هنوز با جیمین و ته قهر بودن..
که تهیونگ جلوی کوک رو گرفت.
^جی کی ببخشید نباید اینجوری میکردم
+ نمیخوام
^برات شیرموز میخرم
چند تا؟
^چندتا میخوای؟
سه تا
^چشم حالا اشتی
اره
^هورااااا
....
جیمین و میا به تهیونگ و کوک نگاه داشتن که یهو به هم دیگه نگاه کردن.
اما یهو نگاهشونو به جلو انداختن همراه بقیه رفتن.
&جیمین
*بله قربان
&ادرس خونه رو بده
*چشم قربان.
جیمین تبلتش رو برداشت و ادرس خونه ی مین_سوک رو به اقای کیم نشون داد
&خوبه تا شب صبر میکنیم
همه::چشم رییس
..
ویو ذهن میا::
_به نظر رییس مهربونه پس چرا میگن خطرناکه
شاید توی عملیاتش سخت گیر باشه..
...
&یه هتل اجاره کردم
اتاق هتل ها دو نفرس هم اتاقیتون رو انتخواب کنید.
من با تهیونگ
^اخخ من فدات شم
=من با یونگیی
:/مگه تیم مسابقه ی دوعه
=عه یونگییی
~پس منو نامجونم باهم
&من تنهام
میمونه شما دوتا
_نهه من نمیخوام با جیمین باشم
*منم نمیخوام با میا باشم
^بچه ها بس کنید اصلا هشت ساعت طول نمیکشه
عامم تهیونگ چند روزی هم قراره اینجا بمونید
^او اره
_نهههه
¢میا جیمین از دستورات رییس کیم سرپیچی نکنید
...
جیمین احترم گذاشت و خم شد
*معذرت میخوام رییس هرچی شما بخوای
..
میا هم اروم احترام گذاشت و گفت::
_معذرت میخوام رییس
&افرین حالا بریم هتل
...
جیمینو میا با اعصبانیت به هم دیگه نگاه کردن
همه سوار یه ماشین شدن و رفتن هتل
....
نیم ساعت بعد.
نویسنده:»همه توی اتاقای خودشون بودن .
ویو میا و جوجه..
_چقد بزرگه هتلش
*اره
_جیمین
*ها
_ها و زهرمار بلد نیستی بگی بله
*ببخشید بله
_رییس که خیلی مهربونه چرا میگین خطرناکه
*وقتی اعصبانی بشه زنده خاکت میکنه
_ااااهاااااا
*چرا اینجوری میگی
_نمیییدونممممم
*چرا مسخره بازی در میاری دیوونه
_نمیییدونمممم
*یعنی چی نمیدونی مثل ادم حرف بزن
_ایشش
*واح
...
میا از روی کاناپه بلند شد و رفت توی اتاق و لباسش رو عوض کرد..
..
دینگگگگگ دینگگگ( اهنگ زنگ گوشی جوجه )
*کیه الان زنگ زده..
..
جیمین گوشیشو برداشت و دید که ...
....
ادامه دارد.
فالو،لایک و کامنت یادت نره عزیزم 🌈
- ۳.۰k
- ۲۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط