عشق خونین یا

🩸 عشق خونین 🩸     یا   🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸

ادامه ی قسمت هفتم

کوک:
«بیشتر از اونی که فکر می‌کنی. توی یکی از سرورهاشون، اسم تو با یه کد ویژه علامت خورده. به احتمال زیاد، یا دنبال استخدامت هستن... یا حذف کردنت.»
لونا (لبخند خونسرد):
«هردوش اشتباهه. نه من استخدام می‌شم، نه حذف.»
کوک (خم می‌شه جلو):
«پس باید حواستو جمع کنی. اینا با مین‌جی فرق دارن. سازماندهی‌شده‌ان. بی‌صدا میان، بی‌صدا می‌زنن. من نمی‌خوام بی‌هوا غافلگیر شی.»
لونا (با لحنی نرم‌تر):
«ممنون کوک. اینکه گفتی یعنی یه جورایی... نگرانمی؟»
کوک (لبخند نصفه):
«نه. فقط دلم نمی‌خواد یه دشمن مشترک، یکی از قوی‌ترین مهره‌هامو از بازی بندازه بیرون.»
لونا می‌خنده. نه بلند، نه صمیمی. همون خنده‌ای که فقط وقتی می‌خواد چیزی رو پشت کلماتش قایم کنه، میزنه.
[در همین حال – پایین، توی سالن]
پدرا و مادرا کنار هم نشستن. لیوان‌ها در دست، و پدربزرگ کیم با لبخند معنی‌داری می‌گه:
پدربزرگ کیم:
«وقتشه که دو خانواده متحد شن. از وقتی اونا به دنیا اومدن، معلوم بود یه روزی... باید کنار هم باشن.»
پدر کوک (با افتخار):
«لونا و کوک؟ می‌تونن همه‌ی دنیای مافیا رو زیر سلطه خودشون بگیرن. دیگه کسی جرات نمی‌کنه حتی به طرف ما نگاه کنه.»
مادر لونا (با ذوق):
«فقط باید یه کم نزدیک‌تر شن. خودشون نمی‌دونن، ولی از الآن به هم وابسته‌ان.»
پدربزرگ جئون:
«بذارید تو تاریکی خودشون همو پیدا کنن... فقط امیدوارم دیر نباشه.»
[بالا – توی اتاق کوک]
لونا (در حالی که به فایل‌ها نگاه می‌کنه):
«این روس‌ها... اگه با باند مین‌جی در ارتباط بودن، شاید نفوذی فرستادن سمت من.»
کوک (جدی):
«همینه که باید بدونی کی رو تو باندت راه می‌دی.»
لونا:
«من همه‌شونو خوب بلدم. اگه کسی خیانت کنه، زنده نمی‌مونه.»
کوک (آروم‌تر):
«اگه لازم شد، من پشتتم.»
چشم‌های لونا یه لحظه تو چشم‌های کوک گره می‌خوره. برای لحظه‌ای کوتاه، خشم و سردی از چهره‌ش محو می‌شه. ولی زود دوباره برمی‌گرده به حالت بی‌احساس همیشگی.
لونا (با صدای آروم):
«همیشه تنها جنگیدم. ولی اینکه یکی پشتته... حس بدی نیست
دیدگاه ها (۵)

🩸 عشق خونین 🩸     یا   🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸قسمت هشتممقر ماه خونین ـ...

هعیییییی از خوشگلی زیادند در اینا درحال مردنم

🩸 عشق خونین 🩸     یا   🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸 قسمت هفتم [مکان: قصر خا...

🩸 عشق خونین 🩸     یا   🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸ادامه ی قسمت ششم تهیونگ ...

P. 8

P. 9

۹ سال بعدویو راوینه سال گذشته بود.مین جی حالا چهارده ساله شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط