{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکیمی به دهی سفر کرد تا در انجا سخن بگوید...

حکیمی به دهی سفر کرد تا در انجا سخن بگوید...
زنی مجذوب سخنان او شد و حکیم را شب میهمان کرد...
کدخدای دهکده هراسان خود را به حکیم رساند و گفت او زنی هرزه است به خانه او نرو.
حکیم گفت یکی از دستانت را به من بده...
کدخدا یکی از دستانش را به حکیم داد...
حکیم گفت حالا کف بزن...
کدخدا گفت با یک دست نمیشود کف زد...
حکیم پاسخ داد هیچ زنی هم نمیتواند به تنهایی هرزه شود مگر اینکه مردان هم هرزه باشند...
بجای نگرانی برای من برو نگران خودت و مردم ده باش...
دیدگاه ها (۳)

...

بابام فارسی کتابی اس زده...سلام آیا میتوانی نان بخری؟منم برا...

....

عایا بله؟؟؟

.حکیمی به دهی سفر کرد زنی که مجذوب سخنان او شده بود از حکیم ...

این داستان بخونید ,حکيمي به دهي سفر کرد زني که مجذوب سخنان ا...

حکیمی به دهی سفر کرد...زنی که مجذوب سخنان او شده بود، از حکی...

#كلمات_گوهربارحکیمی به دهی سفر کرد زنی که مجذوب سخنان او شده...

حکیمی به دهی سفر کرد زنی که مجذوب سخنان او شده بود از حکیم خ...

حکیمی به دهی سفر کرد زنی که مجذوب سخنان او شده بود از حکیم خ...

حکیمی به دهی سفر کرد زنی که مجذوب سخنان او شده بود از حکیم خ...

حکیمی به دهی سفر کرد زنی که مجذوب سخنان او شده بود از حکیم خ...

حکیمی به دهی سفر کرد زنی که مجذوب سخنان او شده بود از حکیم خ...

حکیمی به دهی سفر کرد زنی که مجذوب سخنان او شده بود از حکیم خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط