می دونم
می دونم برای من یه دنیا گفتنی داری
واسه من تموم عمر حرف شنیدنی داری
اینقده شیرینِ حرفات توی شبهای سیا
که آدم رو می بَره تو وادی روشنیا
با تو، در جاده یِ نوره فکر و قلب و روحِ من
بگو که اولِ راهیم، حرف آخرُ نزن
من فقط دلم می خواد بشنوم حرفای تورو
چیزی رو نمی شنَوَن گوشام به جز صدای تو
همه ی تنم میشه گوش! وقتی که حرف میزنی
من می شَم ساکت و خاموش، ای همه شنیدنی
وقتی که حرف میزنی، سکوتُ دوره می کنم
خیره می شَم به لبات، یاد ستاره می کنم
من می شَم پرنده یی، پَر دَر میارم می پَرَم
بار سنگینِ غمُ روی زمین جا می ذارم
توی عالم خیال یه خورشیدِ دیگه می شم
به زمین و هر چی که رویِ اونه نور می پاشم
اسم شب رو از تو دفترِ زَمون خَط می زنم
با نگاهم به دلِ اون رنگ حسرت می زنم
حرفای تو رَختِ امید به تَنَم می پوشونه
خالق آرامشه، وقتی دلم پَریشونه
منُ از شب می گیره، به دستِ شطِّ نور می ده
در شبِ صدای تو، رنگ از رُخِ شب پریده
واسه من تموم عمر حرف شنیدنی داری
اینقده شیرینِ حرفات توی شبهای سیا
که آدم رو می بَره تو وادی روشنیا
با تو، در جاده یِ نوره فکر و قلب و روحِ من
بگو که اولِ راهیم، حرف آخرُ نزن
من فقط دلم می خواد بشنوم حرفای تورو
چیزی رو نمی شنَوَن گوشام به جز صدای تو
همه ی تنم میشه گوش! وقتی که حرف میزنی
من می شَم ساکت و خاموش، ای همه شنیدنی
وقتی که حرف میزنی، سکوتُ دوره می کنم
خیره می شَم به لبات، یاد ستاره می کنم
من می شَم پرنده یی، پَر دَر میارم می پَرَم
بار سنگینِ غمُ روی زمین جا می ذارم
توی عالم خیال یه خورشیدِ دیگه می شم
به زمین و هر چی که رویِ اونه نور می پاشم
اسم شب رو از تو دفترِ زَمون خَط می زنم
با نگاهم به دلِ اون رنگ حسرت می زنم
حرفای تو رَختِ امید به تَنَم می پوشونه
خالق آرامشه، وقتی دلم پَریشونه
منُ از شب می گیره، به دستِ شطِّ نور می ده
در شبِ صدای تو، رنگ از رُخِ شب پریده
- ۲.۹k
- ۲۹ بهمن ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط