دختره شب عروسیش بود....
دختره شب عروسیش بود....
ازاول جشن پسره ازدورنگاهش میکردوتاآخرمراسم تماشاکردوآخرشب شدبه دخترزنگ زدگفت آخرین هدیه ات روماشین عروس گذاشتم بیابرداربهت تبریک میگم....
دختره رفت هدیه روبرداشت وبازکرددیدیه قرآن کوچیک که داخلش باخط خوددخترنوشته شده بودامشب دوساله منوتوباهمیم...
به همین قران قسم تاآخرعمرم باهاتموخوشبختت میکنم....
وپسره فقط نوشته ای کوتاه زیرهمون نوشته برای دختره نوشت....
عشقم همین قران بدرقه راهت....
ازاول جشن پسره ازدورنگاهش میکردوتاآخرمراسم تماشاکردوآخرشب شدبه دخترزنگ زدگفت آخرین هدیه ات روماشین عروس گذاشتم بیابرداربهت تبریک میگم....
دختره رفت هدیه روبرداشت وبازکرددیدیه قرآن کوچیک که داخلش باخط خوددخترنوشته شده بودامشب دوساله منوتوباهمیم...
به همین قران قسم تاآخرعمرم باهاتموخوشبختت میکنم....
وپسره فقط نوشته ای کوتاه زیرهمون نوشته برای دختره نوشت....
عشقم همین قران بدرقه راهت....
- ۶۶۷
- ۲۷ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط