تکپارتی لورنزو : ا.ت تو سالگردمونو یادت نبود
تکپارتی لورنزو : ا.ت تو سالگردمونو یادت نبود
لورنزو : بیدار شدی به سمت آشپز خونه رفتی و دیدی خیلی کیوت داری صبحونه پنکیک درست میکنه به سمتش رفتی و بغلت کرد
لورنزو : خب صبخ بخیر رز خابالوی من
ا.ت : وای یه لغب نازی چطوری یادت موند عاشق زر ام آقای آلزایمر
لورنزو : تو ۷ سال رابطه یبار تولدتو یادم رفت
ا.ت : یعنی از هر ۷ تا یکیشو یادت میره
لورنزو : نه این بار ۷ تا خریدم
ا.ت : چی ؟!
لورنزو : تو هم یادت میره
ا.ت : هوم نمیفهمم
لورنزو : چطوری یادت رفت آخه
ا.ت : چیو
لورنزو : یه دقه
و با یه دستمال چشماتو بست و نشوندت روی کاناپه
ا.ت : تموم شد
لورنزو : آره
دستتو گرفت و برد به تراس عمارت که پر گلدون بود و از توی میشد کل شهر رو دید
و چشماتو باز کرد
ا.ت : واییی چه نازههه اینجا پر گل رزه سفیده مورد علاقم
و روی میز ۷ تا رز سفید توی گلدون بود
لورنزو : سالگردمون مبارکککک
ا.ت : واییی اصلا یادم نبود
دستمو گرفت
لورنزو : هنوز تموم نشده
ا.ت : واقعا
موهاتو پشت گوشت داد
لورنزو : بیا
و دستتو کشید و به سمت ایوان برد
لورنزو : سوپرایز
واییی خدای من اول با کلی گل رز وسط حیاط عمارت یه قلب کشیده بود
لورنزو : کار باغون هاست
ا.ت : خیلی قشنگه
به سمت میز رفتیم و رو پاش نشوندم
و با دستاش صورتمو قاب کرد و صورتشو نزدیک صورتم آورد
لورنزو : سالگردمون مبارک
و بدون اینکه بگذاره چیزی بگی یکی از بوسه های قشنگشو شروع کرد ...
لایک یادتون نرهههه
لورنزو : بیدار شدی به سمت آشپز خونه رفتی و دیدی خیلی کیوت داری صبحونه پنکیک درست میکنه به سمتش رفتی و بغلت کرد
لورنزو : خب صبخ بخیر رز خابالوی من
ا.ت : وای یه لغب نازی چطوری یادت موند عاشق زر ام آقای آلزایمر
لورنزو : تو ۷ سال رابطه یبار تولدتو یادم رفت
ا.ت : یعنی از هر ۷ تا یکیشو یادت میره
لورنزو : نه این بار ۷ تا خریدم
ا.ت : چی ؟!
لورنزو : تو هم یادت میره
ا.ت : هوم نمیفهمم
لورنزو : چطوری یادت رفت آخه
ا.ت : چیو
لورنزو : یه دقه
و با یه دستمال چشماتو بست و نشوندت روی کاناپه
ا.ت : تموم شد
لورنزو : آره
دستتو گرفت و برد به تراس عمارت که پر گلدون بود و از توی میشد کل شهر رو دید
و چشماتو باز کرد
ا.ت : واییی چه نازههه اینجا پر گل رزه سفیده مورد علاقم
و روی میز ۷ تا رز سفید توی گلدون بود
لورنزو : سالگردمون مبارکککک
ا.ت : واییی اصلا یادم نبود
دستمو گرفت
لورنزو : هنوز تموم نشده
ا.ت : واقعا
موهاتو پشت گوشت داد
لورنزو : بیا
و دستتو کشید و به سمت ایوان برد
لورنزو : سوپرایز
واییی خدای من اول با کلی گل رز وسط حیاط عمارت یه قلب کشیده بود
لورنزو : کار باغون هاست
ا.ت : خیلی قشنگه
به سمت میز رفتیم و رو پاش نشوندم
و با دستاش صورتمو قاب کرد و صورتشو نزدیک صورتم آورد
لورنزو : سالگردمون مبارک
و بدون اینکه بگذاره چیزی بگی یکی از بوسه های قشنگشو شروع کرد ...
لایک یادتون نرهههه
- ۱۰۸
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط