{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چترها را دوست ندارم

چترها را دوست ندارم
یادآور خاطرات تلخی هستند
چشمان خیسی که باریدند
تویی که چتر گرفتی عاشق نشوی
اویی که زیر چترت آمد و عاشقت کرد
زیر باران میروم
بدون چتر
می خواهم از عشقت پاک شوم...
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی پارت ۴ | فقط وانمود کن دوست‌پسرمیباران آرامی می‌با...

سناریو کازوتورا درخواستی

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

تک‌پارتییی جدید از سوکجینییی به قلم لینا؟؟صدای باران با صدای...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت17ویو کوکدست‌ه...

چترها را دوست ندارم يادآور خاطرات تلخي هستندچشمان خيسي كه با...

چترها را دوست ندارمیادآور خاطرات تلخی هستند:- چشمان خیسی که ...

دل نوشت : حال و هوای دنیای این روزهای من فقط یک باران کم دار...

چتر را دوست نداشتم،من از اول هم چتر را دوست نداشتم؛آخه کسی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط