{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا ڪہ گفتے چشم هایت بعد از این مال من اند

تا ڪہ گفتے چشم هایت بعد از این مال من اند
خوب فهمیدم تمام شهر با من دشمن اند

چشم هایم را ببین از اشڪ لبریزند باز
این همہ دردے ڪہ پشت گریہ هاے یڪ زن اند

دوست دارم باز مثل ڪودڪے پنهان ڪنم
ڪفش هایت را ڪہ مے دانم بہ فڪر رفتن اند

هیچ ڪس مثل من اینگونہ وفادار تو نیست
پس نگو ڪہ دختران شهرتان مثل من اند

بعد از این با خود همہ جا "واِن یَڪادَت" را ببر
خوب مے دانم تمام شهر چشمت مے زنند
دیدگاه ها (۲)

موسیقی

موسیقی

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

پارت دوم نماد مرگ

آدم‌ها فکر می‌کنند عشق یعنی چیزهای عجیب‌وغریب یا کلماتی که ف...

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

دو پارتی از نامجون.---پارت ۱هق...هق...«چرااا...»صدایت از بس ...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط