{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 1 : عشق در آغوش سلطنت

پارت 1 : عشق در آغوش سلطنت

صبحِ پاییزی هنوز کامل روشن نشده بود که خیابون جلوی دبیرستان شلوغ شد.
چند ماشین سیاه یکی‌یکی جلوی در ایستادند و چند بادیگارد با فاصله‌ای دقیق پیاده شدند.
هنوز کسی نفهمیده بود چه خبره که خبرنگارها از هر طرف هجوم آوردند.

وقتی درِ ماشین باز شد، **کیم تهیونگ** پیاده شد.
۱۸ ساله، با کت تیره و وقاری که حتی وسط این همه شلوغی هم جلب توجه می‌کرد.
فلاش دوربین‌ها پشت سر هم روشن شد.

— «تهیونگ! یه توضیح درباره‌ی حضور امروزتون می‌دید؟»
— «شایعه‌ها درباره‌ی شما…»

اما تهیونگ فقط آرام از میانشان گذشت؛ بدون عجله، بدون اضطراب.

داخل حیاط، **جئون جونگکوک** روی نیمکت نشسته بود و همه‌چیز را نگاه می‌کرد.
همان‌طور که تهیونگ نزدیک می‌شد، جونگکوک بدون اینکه کامل برگردد، گفت:

— «این همه سر و صدا برای یه نفر… زیادی نیست؟»

تهیونگ مکثی کرد و پاسخ داد:

— «شاید.
ولی بعضی‌ها هیچ‌وقت نمی‌تونن بی‌صدا وارد بشن.»

جونگکوک بالاخره سرش را چرخاند، لبخند کوتاهی زد و گفت:

— «پس خوش اومدی به یونگسان… جایی که هرکسی زودتر بفهمه، زودتر زنده می‌مونه.»

تهیونگ فقط نگاهش کرد و وارد ساختمان شد.
و پشت سرش، دوربین‌ها هنوز روشن بودند.

گزارش کنین خارتون گاییدس

#بی_تی_اس #جونگکوک#تهیونگ #نامجون #جین #جیمین #شوگا#یونگی #جیهوپ #تهکوک #فیک
دیدگاه ها (۱)

پارت 2 : عشق در آغوش سلطنتتهیونگ و جونگکوک را به سالن بردند....

اگه از فیک عشق در آغوش سلطنت حمایت کنید روزی دو پارت میزارم....

تهیونگ تو با وجود جونگکوک فراتر از خوشبختی رو تو زندگیت تجرب...

شاید در جهان بعدی مال منشی عزیز کرده#بی_تی_اس #جونگکوک#تهیون...

𝙽𝚎𝚠 𝚋𝚘𝚡𝚎𝚛 𝙿𝚊𝚛𝚝 : ³با صدای زنگ در از جاش بلند شد و در رو باز ...

"competition" "p¹³"

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط