{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت 4

جنی توی ذهنش: من از سر نفرت و انتقام قبول کردم با فیلیکس هم کاری کنم وگرنه علاقه ای به این کار ندارم اما فیلیکس خیلی برام سود داره چون اون ادم قدرت مندیه تقریبا همه ازش میترسن و این چیزه خیلی خوبیه اما هنوز دلیل این پیشنهاد فیلیکس رو نفهمیدم من میدونم برای اینکه شبیشم بهم پیشنهاد نداد باید بفهمم

فیلیکس: خب جنی حالا که همکاریم اولین قدم چیه؟

جنی: اولین قدم اینکه به بقیه نشون بدیم که ما باهمیم بعد شروع میکنیم
فیلیکس: باشه عزیزم
جنی: عزیزم؟
فلیکس: برای نمایشه خب

جنی : بعد مکالمه در کنار هم راه رفتیم همه داشتن نگا میکردند که فیلیکس رفت پیش اونای که منو اذیت کردن گفت. شما رو دیگه پیش جنی نبینم وگرنه چشماتونو در میارم اینده شما دست خودتونه

جنی: بازیگر خوبی هستی عزیزم

فیلیکس: ام میدونم عزیزم

ویو 2 ساعت بعد

بعد کلاس سوار ماشین شدم و رفتم خونه لباسم رو عوض کردم و رفتم دستشویی ارایشم رو شستم موهامم یه شونه زدم و با کانزاشی بستم یه غذا درست کردمو خوردم بعد غذا روی کاناپه نشستم و تلویزیون روشن کردم داشتم اخبار رو نگا میکردم که یهویی عکس مامانم و بابام اومد و نوشته بود نامزد دختر خانوادم پالما ( پالما فامیلی جنیه) جنی پالما داشتم خواب میدیدم نه نه این واقعی بود که مامانم زنگ زد سریع جواب دادم گفت
مامان جنی: سلام جنی من فردا با بابات میام سئول
جنی: مامان نامزدی دختر خانواد پالما چیه؟
مامان جنی: انگار شنیدی
جنی : مامان با کی
مامان جنی: خودت میفهمی ( قطع کرد)
جنی : مامان مامان مامااااااان عه اخه یعنی چی هق هق (باگریه)
ویو 20 دقیقه بعد

خیلی خسته بودم که رفتم تو تخت و سیاهی

نمیدونم خوب شد یا نه 🌸🌸
دیدگاه ها (۰)

پارت 3صبح از خواب بیدار شدمو با سمت دستشویی رفتم کارامو کردم...

پارت 2وقتی رسیدم در بسته بود انگار دیر رسیده بودم اما کم نیا...

پارت 1ویو صبح: جنی از خواب با صدای آلارم گوشی بلند شد مامان ...

پارت ۱۳ویو ا/ت زمان :زنگ ناهار تو مدرسهوای حالا چیکار کنم دا...

#دوراهی                                   پارت . 2 .وقتی شوگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط