فرشته کوچولو من
پارت ۷۲
[ویو هارین]
آروم رفتم پشتش و دستم رو چشماش گذاشتم
هارین: جئون حدس بزن من کیم
دستم از روی چشمش در آورد و بوسه ای رو دستم گذاشت
جونگ کوک: بچه چرا اینقدر شیطونی
پوکر بود...
نگام به سیگار داخل دستش افتاد
هارین: چرا این این استفاده می کنی
جونگ کوک: خب دوسش دارم....
جلوش ایستادم و با حالت خیلی جدی ولی مظلوم گفتم
هارین: دیگه استفاده نکن برات خوب نیست
یکم جدی تر شد و
جونگ کوک: ول کن این چیزا به تو نیومده
سیگار از دستش گرفتم و
هارین: پس منم سیگار می کشم
سیگار سمت لبم بردم
که با عصبانیت ازم گرفتش و انداختش داخل سطل زباله
و با عصبانیت گفت
جونگ کوک: غلط کردی برات خوب نیست....
هارین: همین بگو پس تو هم غلط کردی که استفاده کردی
با داد و عصبانیت ادامه دادم:
هارین: جئون جونگ کوک اگر جرئت داری دوباره سیگار بکش و لبایی که فقط متعلق به من به این چرت پرت آلوده کن..... اون موقع خودم ادبت می کنم
عصبانیت داخل نگاش نبود!
فقط از رفتارم تعجب کرده بود!
چیزی نگفت فقط خم شد و در ثانیه شروع کرد بوسیدنم
با ولع می بوسیدم
دستم دور گردنش انداختم و همراهیش کردم
دیدگاه ها (۱۷)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.