🔹برای ماکان💔
🔹برای ماکان💔
که باز هم از تشییع جا ماند...
چقد خوش اشتها صبحونه خوردی
چه زود حاضر شدی امروز، ماکان!
لباساتو برات گرمش نکردم*
واسه فردا حواسم هست مامان
همین که رو موتور رفتی نشستی
یه دفعه تو دلم دلشوره افتاد
عجیبه...! دل ندادم...، ذکر گفتم
دیگه چیزی نگفتم... دادِ بی داد
تو دستاتو تکون میدادی واسم
دل من هی تکون میخورد انگار
دلم میخواس در آغوشت بگیرم
برام بوس می فِرستادی تو هربار
حدود یازده، زنگی زدند و
بهم گفتن بیام دنبالت الان
به سرویست سریع گفتم بیادش
معطل من نکردم جون مامان
صدای انفجار اومد دلم ریخت
نفهمیدم چطور اونجا رسیدم
عجب جمعیتی وایساده اینجا
همه همشهریامونو میدیدم
صداش بد بود، نترسیدی که مادر؟
شلوغه، گم نشی؟ دورت بگردم
عزیزم قهرمانه من میدونم...
کجایی مادرم؟ پیدات نکردم...
مگه میشه فقط ماکان نباشه؟
چرا کاور میارن جای بچه؟
ولی هرچی اوردن تو نبودی
جسد یعنی چی اصلا؟ پای بچه؟
عزیزم مدرسه تعطیله دیگه
دیگه کلا همیشه زنگ خونه ست
ببین دوستات همه برگشتن آخه
شده بی جون، شده حتی فقط دست!
بابات هی رفت و اومد بی نشونه
"گلی گم کرده ام می جویم او را"
نشد تکلیف ما معلوم اصلا
مراسم ما نمیگیریم حتی!
نترس از اومدن، یک تکه حتی
ببین تابوت مثل تابه مامان
ببین دوستاتو... تو گلزار جمعند
اصن هر قبر، تخت خوابه مامان
میگن موشک دقیقا خورده رو "تو"
میگم رو بچه ی من آخه جاشه؟
میگن سنگینه موشک! به منی که
میخواستم کیفتم سنگین نباشه
.
.
بمون مادر، بمون هرجا که هستی
اگرچه بی تو من تنهام و خسته
شنیدم آخه هرکی بی نشونه
کنار حضرت زهرا نشسته...
که باز هم از تشییع جا ماند...
چقد خوش اشتها صبحونه خوردی
چه زود حاضر شدی امروز، ماکان!
لباساتو برات گرمش نکردم*
واسه فردا حواسم هست مامان
همین که رو موتور رفتی نشستی
یه دفعه تو دلم دلشوره افتاد
عجیبه...! دل ندادم...، ذکر گفتم
دیگه چیزی نگفتم... دادِ بی داد
تو دستاتو تکون میدادی واسم
دل من هی تکون میخورد انگار
دلم میخواس در آغوشت بگیرم
برام بوس می فِرستادی تو هربار
حدود یازده، زنگی زدند و
بهم گفتن بیام دنبالت الان
به سرویست سریع گفتم بیادش
معطل من نکردم جون مامان
صدای انفجار اومد دلم ریخت
نفهمیدم چطور اونجا رسیدم
عجب جمعیتی وایساده اینجا
همه همشهریامونو میدیدم
صداش بد بود، نترسیدی که مادر؟
شلوغه، گم نشی؟ دورت بگردم
عزیزم قهرمانه من میدونم...
کجایی مادرم؟ پیدات نکردم...
مگه میشه فقط ماکان نباشه؟
چرا کاور میارن جای بچه؟
ولی هرچی اوردن تو نبودی
جسد یعنی چی اصلا؟ پای بچه؟
عزیزم مدرسه تعطیله دیگه
دیگه کلا همیشه زنگ خونه ست
ببین دوستات همه برگشتن آخه
شده بی جون، شده حتی فقط دست!
بابات هی رفت و اومد بی نشونه
"گلی گم کرده ام می جویم او را"
نشد تکلیف ما معلوم اصلا
مراسم ما نمیگیریم حتی!
نترس از اومدن، یک تکه حتی
ببین تابوت مثل تابه مامان
ببین دوستاتو... تو گلزار جمعند
اصن هر قبر، تخت خوابه مامان
میگن موشک دقیقا خورده رو "تو"
میگم رو بچه ی من آخه جاشه؟
میگن سنگینه موشک! به منی که
میخواستم کیفتم سنگین نباشه
.
.
بمون مادر، بمون هرجا که هستی
اگرچه بی تو من تنهام و خسته
شنیدم آخه هرکی بی نشونه
کنار حضرت زهرا نشسته...
- ۳۵۲
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط