{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در حضور خارها هم میشود

در حضور خارها هم میشود
یک یاس بود . . .
در هیاهوی مترسکها
پر از احساس بود . . .
می شود حتی برای دیدن پروانه ها . . .
شیشه های مات یک متروکه را الماس بود . . .
دست در دست پرنده . . .
بال در بال نسیم . .
ساقه های هرز این اندیشه ها را
داس بود . . .
کاش می شد حرفی از " ای کاش "
ها هرگز نبود . . .
هر چه بود احساس بود و
مهر بود و عشق بود و
یاس بود . . .
دیدگاه ها (۱)

در "بازی" زندگی اگر "عوض" نشوی...!!!"مطمئن" باش "تعویض" می...

معلمم گفت:زندگی را تعریف کن...گفتم:زندگی تعریف کردنی نیست......

ﺑﺎ ﺣﺲ ﻋﺠﯿﺒﯽ ، ﺑﺎ ﺣﺎﻝ ﻏﺮﯾﺒﯽ ، ﺩﻟﻢ ﺗﻨﮕﺘﻪ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻋﺎﺩﺕ ، ﺑﺪ...

واژه واژه درد مــی بارد به روی دفــترمحال مـن از بد گذشـته ا...

دستت را میگذاری روی مرزی ترین نقطه وجودت یک حس گمشده آهسته ش...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁵¹بعد خیلی آروم گفت:تهیونگ..همه‌ی اعضای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط