دزد عاشق
p10
ا. ت: چ. چچی؟
جیمین: من تورو از عموت خریدم
ا. ت: .....
جیمین: یعنی تو الان برای منی
ا. ت: برو بیرون میخوام تنها باشم
جیمین: و اگه نرم؟
ا. ت: لجبازی رو بزار کنار و برو بیرون
جیمین: باشه بابا
ا. ت
جیمین رفت بیرون منم نشستم گریه کردم چطوری ممکنه منو به پول فروخت خب معلومه من براش اصلا اهمیت ندارم دوست دارم باز تو بغل مامانم باشم دوس دارم باز بابامو بغل کنم ( گریه)
همینجوری داشتم گریه میکردم که اصن یادم رفت کی خوابم برد
جیمین
رفتم تو اتاق دیدم خوابه رفتم کنارش نازش کردم که یهو چشمام سنگین شد و خوابم برد کنارش
ا. ت
صبح احساس کردم ی جسم سنگینی داره خفم میکنه بغلش خیلی گرم بود فک کردم بابامه و منم بغلش کردم و گفتم دلم برات تنگ شده بابایی
جیمین: چی میگی؟
ا. ت: ها؟
ا. ت
دیدم جیمینه بغلش کردم محکم جیغ زدم و همش دسنم رو تو سرم فرو میبردم
ا. ت: تو اینجا چه گوهی میخوریییی؟
جیمین: خوابم برده بود اینجا
ا. ت: عیششششش
جیمین: خب چیههه خوابیده بودم دیگه مگه تو مال من نیستی؟
ا. ت
خیلی مهربون شده باهام احساس راحتی میکنم باهاش تنها کسیه که باهاش راحتم و احساس میکنم پیش بابامم
جیمین: خیلیخب من برم واسه صبحونه آماده شم
ا. ت: نمیشه من از این اتاق بیام بیرون؟
جیمین: خیر
ا. ت: هعی ( رفت رو تخت نشستم و پتو رو تا روی سرش کشید)
جیمین
دلم براش سوخت
جیمین: باشه همین یبار
ا. ت: مرسییییی
جیمین: ( لپشو بوسید)
ا. ت: عیششش بهت رو میدم دیگه اینقدر پرو نشو
جیمین: باشه مامی
ا. ت: به منم نگو مامی
جیمین: چرا؟ من که خوشم میاد
ا. ت: خب تو خوشت بیاد من خوشم نمیاد
جیمین: خیلی خب بسه من برم دیگه
ا. ت: باش برو
ا. ت: آروم از پله ها اومدم پایین و روی میز غذا خوری نشستم که یهو ی آقاعه اومد نشست و گفت.......
ادامه دارد
میشه با حمایتت منو خوشحال کنی پرنسس؟ 🥲🎀
شرایط پارت بعد
۳۵لایک
دیدگاه ها (۵)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.