پارت

پارت [24]
تهیونگ:جونگکوک
جونگکوک:سلام هیونگگگ
تهیونگ:سلاممم داداش خیلی وقته ندیدمت همو بغل کردن
تهیونگ:اوه این خانوم کی باشن؟(لبخند میزنه)
جونگکوک:ایشون گرل فرندم هستن(لبخند میزنه)
تهیونگ:اوه سلام خانم.....
(بچها من اسم خودمو گذاشتم حالا شما باز هرچی دوس دارید بزارید اسم گرل فرند کوک رو )
سومین:سلام من سومین هستم (لبخند)
تهیونگ:خوشوقتم
سومین:همچنین
جونگکوک:پس خانم ا/ت ایشونه؟
تهیونگ:آره
ا/ت:سلام
جونگکوک:سلام خوشوقتم
ا/ت:همچنین (لبخند میزنه)
تهیونگ:خب ا/ت توعو سومین برین یجا بشینین
منو کوک هم میریم اونجا میشینیم کاری داشتین بگین (داش قبل ازین که برین به ا/ت گفتی ازم جدا نشو بعد الان میگی برین یجا بشینین وات ده فاز؟😐😂)
ا/ت:باشه
ا/ت و سومین رفتن نشتن
سومین:چند سالته ا/ت؟
ا/ت:من 24سالمه تو چند سالته؟
سومین:اوم منم 23سالمه( لبخند میزنه)
ا/ت:(لبخند میزنه)
<ویو کوک و تهیونگ>
تهیونگ: کی تو از سینگلی در اومدی ما خبر نداشتیم؟
جونگکوک:همون موقع که شما از سینگلی در اومدی (میخنده)
تهیونگ:(میخنده)
جونگکوک:میگم که بهش گفتی که نره تویه اون اتاقه دیگه؟
تهوینگ:نه هنوز ولی میگم
جونگکوک:میدونی اگر بره باید شکنجش بدی؟
تهیونگ:اره حواسم هس نگران نباش
جونگکوک:اوکی
ویو سومین و ا/ت
دوتا پسر اومدن سمتشون( بیا دوباره قراره پسر اولی پسر دومی شروع بشه😂ولی اون قبلیا نیستناااا)


ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

پارت[25]خلاصه اره دو تا پسر رفتن سمتشون.....پسر اولی:سلام خا...

پارت [26]و بعد تهیونگ به اجوما میگه بیاد تهیونگ:آجوما داد می...

پارات [23]ا/ت:فقط رنگه مشکی باشهه هااا تهیونگ:نه پس میام رنگ...

پارت ۷۹ از اون روز به بعد جونکوک و یونگی و جین و نامجون و هو...

پارت ۲ فیک مرز خون و عشق

love Between the Tides³⁶یک ساعت قبلتهیونگتهیونگ: نمیای بیرون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط