{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حسرت را

حسرت را
در چشم هایم ببین
که در هوای نداشتنت
بارانی اند

در دست هایم
که از سردی فاصله ها
یخ بسته اند

و بر لبانم
که در آرزوی تکرار نامت
وا مانده اند

حسرت را
در من ببین
که ندارمت
و این گونه بی تابم .....
دیدگاه ها (۲)

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من جان به قربان تو و چشم سیاهت ...

ﭼﻪ ﺷﺒﻬﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﺭﻭﯾﺎﯼ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻡﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯼﭼﻪ ﺷﺒﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺭﻭ ﻟ...

می‌گویند مردها گریه نمی‌کنند...کاش یک‌بار جای من بودند؛جای پ...

سه سال و یک ماه و شانزده روز و چهار ساعت… این شمارش معکوسِ ت...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط