{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستم را بعد از چند سال دیدم. از زندگیش پرسیدم و اینکه از

دوستم را بعد از چند سال دیدم. از زندگیش پرسیدم و اینکه ازدواج کرده یا نه؛ گفت آره؛ پرسیدم با کی؟ گفت ویشکا آسایش رو می شناسی؟ ذوق زده گفتم آره؛ گفت من با خواهرش ازدواج کردم؛ اسمش هست "هیچگاه آسایش".
دیدگاه ها (۵)

عاقا ما نشسته بوديم خودمونو پاى كامپيوتر ميکشتيم كه منابع تح...

مرده ميخواست بره مشاوره خانواده جلسه اي60تومن،زنش بهش ميگه ج...

دختره بهم زنگ زد ،همینکه برداشتم یکی شروع کرد به صیغه عقد خو...

ﭘﺸﺖ ﭼﺮﺍﻍ ﻗﺮﻣﺰ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺘﻢ ﻣﯿﺎﯼ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﺑﺪﯾﻢ؟ﮔﻔﺖ :ﺷﺮﻁ ﭼﯽ؟ﮔﻔﺘ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 178♡⁠。⁠)⁩بغضم ص...

ادامه پارت ۱۲

🐰 من می‌خوام حلقه رو فقط روزای خاص بندازم، چون حس می‌کنم اگه...

سلام دوستان می‌خوام محتویات خوابم در مورد نیما بگم چند روز ...

رمان آیچی پارت 8 _________________________...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط