{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ابرهای احساسم را روانه کرده ام

ابرهای احساسم را روانه کرده ام
به سوی شانه های تنهایی ات...
گفته ام بی امان ببارند
شاید شسته شود
غبار دلتنگی...راستی یادت نرود
آنها تنها با نگاهی سبز
به معجزه ی باران،ایمان می آورند
تو نیز بر آنها ببار...
دیدگاه ها (۴)

جدایی سهم دستان ما بودروزگار ما فراق باران را خوب میداند...ن...

کوچه های آشنایی،فرصت زیبای مادستهای مهربانی،همدم رویای مامن ...

باران را بهانه ی ماندنت نخواهم کردبرایت بدرقه ی چشمانم را نث...

هوای فاصله ها را برایت نفس میکشمبغض های نانوشته را میبارم......

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

پارت ۱:ساعت از دو بامداد گذشته بود، اما بارِ «میدنایت بلو» د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط