{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوچه های آشنایی،فرصت زیبای ما

کوچه های آشنایی،فرصت زیبای ما
دستهای مهربانی،همدم رویای ما
من چنان محو تماشایت شدم،یادم نبود
اشک دل جاری کنم،در خلوت تنهای ما
بغض تنهای دلم،لبریز از احساس تو
چشم دل بارانی و بیتاب از غوغای ما
ساحل تنهای دل،آرام تر از یک نسیم
غرق ما میشد در آن زیبایی دریای ما
فارغ از این روزگار و دردهای بی نشان
لذت پرواز دل،زیباست در دنیای ما
خاطرات کوچه های آشنایی زنده اند
من به جانم نقش بستم،قصه ی شیدای ما
دیدگاه ها (۷)

معنای باران می دهد دریای چشمت خون دلم می افتد آخر،پای چشمتچو...

نیستیو چنان باران،بر شیشه ی تنهایی میباردکه خواب دل را برده ...

گفتی: مگر من کیستم؟ گفتم: تو دنیای منی...گفتی: به جز این چیس...

*گفتی: مگر من کیستم؟ گفتم: تو دنیای منی...گفتی: به جز این چی...

گفتی: مگر من کیستم؟ گفتم: تو دنیای منی...گفتی: به جز این چیس...

گفتی: مگر من کیستم؟ گفتم: تو دنیای منی...گفتی: به جز این چی...

گفتی: مگر من کیستم؟ گفتم: تو دنیای منی...گفتی: به جز این چیس...

گفتی: مگر من کیستم؟ گفتم: تو دنیای منی...گفتی: به جز این چیس...

گفتی: مگر من کیستم؟  گفتم: تو دنیای منی...گفتی: به جز این چی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط