شب بود پسری تصادف کرد... خون زیادی ازش رفته بود لحظه های
شب بود پسری تصادف کرد... خون زیادی ازش رفته بود لحظه های اخرش گوشیشو برداشت نوشت میای بریم؟یکی ارسال کرد به رفیقش یکی واسه عشقش.عشقش جواب داد این موقع شب بگیر بخواب بای رفیقش جواب داد کجا؟تنها نری بامرام وایستا منم بیام پسر لبخندی زدو چشاشو بست. ب سلامتی هرچی رفیق با مرامه حالا برو عشقتو پز بده
- ۱.۸k
- ۱۲ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط