{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گوییا قند و شکر از لبت آویزان است.

گوییا قند و شکر از لبت آویزان است.



چشم زنبور عسل از دهنت حیران است.



باغ را کرده رها.چون که خودش میداند.




روی لبهای تو یک عالمه گل پنهان است.
دیدگاه ها (۳)

او رفت و من فقط نگاهش کردم..........باخندهٔ ظاهری سیاهش کردم...

خدا کُند که ندانی چه با دلم کردی...که گر شود، سرِ قبرم به شر...

اگر من نمانم بمان تو بمان....................اگر من نخوانم ت...

من یک شب از تو دور شدم.سوختم ز غمخورشید از فراق تو هر شب چه ...

عاااا دلاااممم اینم بیو کامل اوسی ناروتوی بنده_همچنان خیلی م...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁷⁰..𝕽𝖊𝖉 𝕬𝖑𝖆𝖗𝖒.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨لوسیا با کنجکاوی و اضطرابی پن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط