{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گوییا قند و شکر از لبت آویزان است.

گوییا قند و شکر از لبت آویزان است.



چشم زنبور عسل از دهنت حیران است.



باغ را کرده رها.چون که خودش میداند.




روی لبهای تو یک عالمه گل پنهان است.
دیدگاه ها (۳)

او رفت و من فقط نگاهش کردم..........باخندهٔ ظاهری سیاهش کردم...

خدا کُند که ندانی چه با دلم کردی...که گر شود، سرِ قبرم به شر...

اگر من نمانم بمان تو بمان....................اگر من نخوانم ت...

من یک شب از تو دور شدم.سوختم ز غمخورشید از فراق تو هر شب چه ...

روسری روی سرت "آیه قرآن" من است🌸🍃موی آشفته تو "خانه ویران" م...

عاااا دلاااممم اینم بیو کامل اوسی ناروتوی بنده_همچنان خیلی م...

سناریو | وقتی وسط دعوا یهو می‌بوسنت 'ورژن هیونجین'تو:"واقعا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط