{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همسایه بیشعورمون ساعت دو نصف شب با مشت میزنه به دیوار !

همسایه بیشعورمون ساعت دو نصف شب با مشت میزنه به دیوار !
حالا خدا رو شکر من بیدار بودم داشتم شیپور تمرین میکردم!
دیدگاه ها (۱)

تو جاده بنزین تمام کردیم وایسادیم کنار جاده ۴ لیتری تکون مید...

شش نفربودیم، دوساعتی بودکه توی اسانسورگیرکرده بودیم، هواداشت...

ساعت الان ۶ صبحه و من از ساعت ۲ نصف شب تا الان داشتم با چت ج...

خدا شاهده این یک ماه برگهای امتحان ملت رو اینجوری داشتم تصحی...

بچه ها یک پسره رو میشناسم شبیه اینه 🥲 جونگ هه این دیشب من تا...

داشتم دعا میکردم که خدایا آتش شب عروسیش نمیره حالا با این سک...

امروز تا ساعت پنج بیدار بودم منظره بیرون پنجره خدا بود . دا...

باعداشتم ایتا رو نیگا میکردم یهو اینارو دیدم👺بعد از چند شب م...

زیر نور ماه 🎑Part :12(علامت ها : (کوک +)( گندم -)(تهیونگ&)وی...

dark love

داستان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط