{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیزارم از انتظار های

بیزارم از انتظار های
بی پایانم ....

پریشانم از تلخیِ این نیامدنهایت
دلگیرم از دست خوابهایم
و کابوس های پراز بلاتکلیفی ام
خدا گواه است
آخرش شبی از راه می رسد
که از یاد خواهم برد
شکستِ حس خستـــــــــگی ام را..
گذشتن از ثانیه های بدون تو را
نبودنت را در لحظه لحظه ی زندگی ام
دیدگاه ها (۳)

ڪسے چہ مےداند،در گوشہ‌ے ِاتاق ِاین شہـر،چہ بارانے مےبارد؟!

هر چقدر هم ڪہ بخواهے خوب باشے؛هر چقدر هم ڪہ،بخواهے ڪارے بہ ڪ...

احتیاط باید کرد ! همه چیز کهنه می‌شود و اگر کمی کوتاهی کنیم ...

غم‌انگیز است پاییزو غم‌انگیزتر ،وقتی تو باشی ومن برگ‌ها را ب...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۲۵: شبی که خواب به چشم ولیعهد نمی‌آمداتاق ...

تک پارتی✨صدای باز شدن قفل در به گوش رسید.تو لبخند زدی و چراغ...

مالِ منپارت ۹ | کابوسشب...عمارت در سکوت فرو رفته بود....فقط ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط