{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.در تهران یکی

.در تهران یکی
میگفت: خوش به حال مسافرکش های میدان آزادی...!
.
.
که آزادانه فریاد میزنند:
آزادی!
آزادی!
آزادی!
.
.
و عابران خسته می پرسند:
-آزادی چند؟
.
.
من عابری را دیدم که از راننده سؤال کرد:
- آزادی کجاست؟!
و راننده با لحنی معنادار گفت:
-رد کردی؛ " آزادی قبل از انقلاب بود! "
.
و من به او گفتم:
آری؛
از "غرب" که به میدان آزادی نگاه کنی٬
آزادی قبل از انقلاب است!
.
ولی از "میدان امام حسین(ع)" که به آزادی نگاه کنی٬ می بینی که آزادی٬ درست "بعد از انقلاب" قرار دارد...
.
.
پس بنگر که در کدامین سو ایستاده ای؛
.
طرف امام حسین(علیه السلام)
.
یا طرف غرب........؟!
دیدگاه ها (۱)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

*نمیخاستم پارت بزارم ولی طی اتفاقاتی مجبور شدم بزارماون عکس،...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 9صبح روز بعد، ویولت از خواب بیدار شد...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

007-پنهان در مه - پارت ۶۲

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

پشت نگاه سردت — پارت دهم ویو تهاز خواب بیدار شدم، دوش گرفتم ...

قصه یازدهم: محمد بن ابیبکر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط