{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواهم زنده بمانم

می خواهم زنده بمانم
باصدای تو
از خواب فاصله بگریزم
درصبحی که با نگاه تو آغاز می شود.
پروانه ندایی
دیدگاه ها (۱)

یخ آب می شود در روح من دراندیشه هایم بهارحضور توست بودن تو...

آفتاب یاد من می آورد که هیچ واژه ای در این جهان بهتراز سلام...

برای گریستنم شانه هایت رادارم برای سوختنم چشم هایت آهی بکش...

حرف بزن می خواهم صدایت رابشنوم توباغبان صدایت بودی وخنده ات ...

می‌خواهمدر همه‌ى جزئيات وجودِ تو، بمانمدر عمق تاريکی‌در نزدي...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

.... و من برای زندگی تو را بهانه می کنم ۰

عطر نارنجاز لب‌هایت آغاز شدو #صبحبا #لبخندتاز خواب خویش گریخ...

فراتر از خویش

استاد محراب عباسی

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

👒💜با تبسم های گرمت،صبحِ من آغاز شد هر لبخند تو ،جانِ دوباره ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط