{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part 3

(از زبان نویسنده)
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
خب ریندو جان رفت و ران حرص میخورد بخاطره یه دختر داداشش ولش کرده
(آقا یه لحظه آخه برادر من الان میخوای برینم بهت ؟ چشم)
ران جان رفت رو صندلی نشست و شراب نصف نیمشو میقولد و با پیرمرد که گارسونه
(آقا من نمیدونه اسم اینا چیه ؟ گارسونه چیه پیشخدمت که فکر نکنم حالا بیخیال میگیم گارسون)
داشت لیوانا رو تمیز میکرد حرف میزد
ران: آخه این دختره چی داره یه ساله چسبیده بهش این همه هرزه هرماه دوست دختر جدید هرزه ای جدید
(من گاییدم با این نوشتنم از فنای ران معذرت خواهی میکنم فیکه دیگه😐)
پیرمرد: تو معنای عشقو میفهمی؟
ران: اصن چرا دارم با تو حرف میزنم
ران: کی میاد بریم اتاق(با داد که همه بشنون)
تمام دخترای بار رفتن طرفه ران و کشیدنش تو اتاق و درو بستن و از اینور سانزو داد میزنه
سانزو: برا ماهم چندتا بزار
صدای خنده ای دخترا در اومد بازور صدای ران و شنید که گفت باشه
کوکو: بیا فردا شب یه سر به ریندو بزنیم
(دقت فرمایید که این بار ماله رونا هستش ولی هیچکدوم دخترا تشریف نیاوردن)
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
دیدگاه ها (۵)

ران با دیدن این صحنه دستشو مشت کرد وعصبانی شد نه بخاطر نانسی...

P1⏳️Crimson Bonds — پیوندهای سرخ⏳️..ریندو و سانزو توی یک دبی...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

P24عروس فراری ویو ا/ت با ریندو رفتیم پایین بقیه هم مثل همیشه...

ا.ت هاروچیو رو دید و متوجه شد که اون قفل ها رو شکوندهاز ترس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط