{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستاشو مشت کرد گفت:اگه بگی گل کدومه میمونم!!

دستاشو مشت کرد گفت:اگه بگی گل کدومه میمونم!!

انتخاب سختی بود،ترس از دست دادنش وجودمو فرا گرفت. . .

محکم زدم پشت دست چپش گفتم گله. . .

دستشو باز کرد گل بود،اشکام جاری شد. . .

حواسش نبود وقتی با دست راستش اشکامو پاک کرد. . .

فهمیدم دست راستشم گل بود. . .

کسی که تو رو بخواد به هر بهونه ای میمونه. . .
دیدگاه ها (۳)

زندگی گاه به کام است و بس است زندگی گاه به نام است و ...

زیر باران در نسیم آهسته بوسیدم تورامی شکفت از دامنت رنگین کم...

احمد شاملو ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ :ﺍﺯ ﻫﺮ کسی،ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺵ ﺗﻮﻗ...

استاد شهریارﻧﺎﺯ ﺁﻥ ﺍﺧﻤﺖ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻟﺐ ﺯ ﻟﺐ ﻭﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ...ﮔﻮﺵ ﺷﯿﻄﺎ...

part 55پسرت همشون یه لحظه با تعجب نگاشون کردن اما بعد سعی کر...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁵ویو لیلی ___و اون سکوت...

You are paying back karma پارت¹²⁰¹:⁰⁰بلخره روز موعود فرا رسی...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۴

ابلیس

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط