{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(ازدواج اجباری) پارت 1

(ازدواج اجباری) پارت 1
[از زبان ا.ت]
سلام من پارک ا.ت هستم و ۲۱ سالمه و تو خانواده زیاد پولداری زندگی نمیکنیم روزی
رفتم بیرون و به گردش رفتم وقتی برگشتم دیدم مادرم داره گریه میکنه رفتم وپیشش نشستم و گفتم که چیشده مامانم گفت: که پدرت پول یکی قرض گرفته و بهش پس نداده و ممکن هر چی زود تر بیان و پدرت رو ببرن به مامانم گفتم چیز خاصی نیست که پول بهش میدیم مامانم گفت اخه یه میلیون که نیست بخوای بهش پس بدی ۱۴میلیارد ها منم تعجب کردم و پرسیدم که اون پول چیکار کرده مامانم گفت که گولش زدن و پولشو ازش گرفتن به مامانم گفتم که راهکار چیه
دیدگاه ها (۲)

(ازدواج اجباری) پارت 2مامانم گفت که هر چی زودتر بابات رو گم ...

(زدواج اجباری) پارت 3و ازمن پرسید که چند سالته گفتم ۲۱ بعد گ...

Love in the dark④⑤یک ماه بعد کوک: ممنون عزیزم شام خیلی خوشمز...

Love in the dark⑤⑨ا/ت: اما چی؟ منشی: خانم شما واقعا همسرشی؟ ...

دراکو و ورد ممنوعه p9

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط