پدری مقابل پسرش قرآن ، سکه و مشروب گذاشت ...
پدری مقابل پسرش قرآن ، سکه و مشروب گذاشت ...
گفت : پسرم هر کدام را دوست داری بردار ...
پدر در فکر خود گفت :
اگر قرآن را برداشت مؤمن می شود
اگر سکه را برداشت کاسب می شود
اگر مشروب را برداشت فاسد می شود
پسر جلو آمد قرآن را زیر بغل زد ، سکه را در جیب گذاشت و مشروب را سر کشید ...
پدر آهی کشید و گفت : بی شرف آخوند میشه
گفت : پسرم هر کدام را دوست داری بردار ...
پدر در فکر خود گفت :
اگر قرآن را برداشت مؤمن می شود
اگر سکه را برداشت کاسب می شود
اگر مشروب را برداشت فاسد می شود
پسر جلو آمد قرآن را زیر بغل زد ، سکه را در جیب گذاشت و مشروب را سر کشید ...
پدر آهی کشید و گفت : بی شرف آخوند میشه
- ۱.۶k
- ۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط