{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#غیر_ممکنه_عاشقت_شم

#غیر_ممکنه_عاشقت_شم

پارت : ⁷

قلب ات ایستاد اون چی میگفت؟ پدرش! همه چیز داشت خیلی عجیب و ترسناک میشد. اونقدر تو فکر و خیال غرق شده بود که متوجه نشد به سالن رسیدن تا در باز شد و باد سرد به صورت خیسش خورد.
تهیونگ: بعد اینکه صورتت و تمیز کردی پیاده میشی.
سپس دستمال مرطوبی سمت داخل پرت کرد تا ات کل آرایش‌اش رو پاک کنه... ات به اینه نگاه کرد. صورتش شبیه عروس مرده شده بود. کمی طول کشید تا آرایش و پاک کنه و موهای شینیون نشده‌اش رو مرتبط کنه و از ماشین پیاده شد. راه رفتن با پای زخمیش واقعا سخت بود خیلی سخت بود. به سختی پا هاش و روی زمین گذاشت و کنار تهیونگ شروع به حرکت کرد و وارد سالن شد. همه شروع به کف زدن کردن و ات و تهیونگ بعد سلام و احوالپرسی با حاظرین به جایگاه مخصوصشون رفتن.
عاقد وارد شد و آیین و به جا آورد
عاقد : بانو مین ات آیا شما تعهد میدهید در سختی و راحتی غم و شادی کنار کیم تهیونگ باشید؟
ات نگاهش رو به پدرش داد که جلوی چشماش نابود شد در حقیقت اون مرد ایستاده مرده بود
ات: ب...بله...
جیغ و کف حاظرین بلند شد. تهیونگ دست‌اش و دور گودی کم/ر ات حلقه کرد و اونو سمت خودش کشید. از جایی که دستش بود شروع کرد به پایین اومدن و لمس‌کنان از کمر ات پایین تر اومد
ات: هی داری چیکار میکنی؟
تهیونگ ک/مر ات رو محکم تر فشار داد و با لحن عصبی گفت
تهیونگ: تک تک سلولهای بدنت الان متعلق به منه از این به بعد هربار تکرار این حرف یه تنبیه داره برات خانم کوچولو...
خوشحالی ها به اتمام رسید و همه سمت ماشین هاشون رفتن. ات درحالی که مقابل درب خروجی ایستاده بود شاید برای آخرین بار به پدرش نگاه کرد.
ات: بابا... دلم برات تنگ میشه...*آروم
جی‌ یونگ خواست کلامی به زبون بیاره که تهیونگ ات رو محکم سمت خروجی کشوند و اون ها بدون حرف از هم جدا شدن.
دیدگاه ها (۳)

ادامه پارت 17

جادویی به نام عشق

صبح روز بعد، ات از خواب بیدار شد و مدت زیادی به سقف خیره مون...

مربی موتور سوار

تک پارتیاز:تهیونگوقتی باهم قهر بودیدات و تهیونگ باهم قهرن چر...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

پارت:۷یک دختر با ناز و عشوه میاد سمت میزات اینا و ات رو از پ...

پارت ۱۵ ات خندید و تهیونگ رو بغل کرد ....تهیونگ گفت ...قربون...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ماشین جلوی ساختمون بزرگی ت...

ات ویورفتم بیرون دیدم تهیونگ شلوار مردعنکبوتی منو پوشیدههههه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط