{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارتفصل

پارت11فصل2

کوک: الو
،،،،،،،،،: سلام آقای جئون
کوک: بله
،،،،،،،،،: پدر یونی
کوک: بله خودم هستم بفرمایی
ا.ت: چی یونی
،،،،،،،،،،،:از بیمارستان زنگ زدم
کوک: چی بیمارستان
،،،،،،،،،،،،: بله یونی تصادف کردن الان بیمارستانن سریع خودتون رو برسونید
کوک: چی یونی تصادف کرده
ا.ت: وایی یونیم
کوک: بریم بیمارستان
ا.ت: بریم
رفتیم بیمارستان
کوک: حاله دخترم چطوره
👨🏻‍⚕️: دخترون
کوک: یونی جئون یونی
👨🏻‍⚕️: اها بله حالشون خوبه بد نیستن ولی تصادف خیلی بدی کردن
ا.ت: میتونم ببینمش
👨🏻‍⚕️: شما خواهرش هستین
ا.ت: نه مادرشم
👨🏻‍⚕️: بله فقط یه نفر بره پیشش
ا.ت: بهوش که
👨🏻‍⚕️: متاسفانه نه
ا.ت: چی
👨🏻‍⚕️: تازه عملش کردیم
کوک:وای خدا یعنی چی کی بهوش میاد
👨🏻‍⚕️: نمیدونم یک ساعت دیگه یا چند ساعت دیگه یا چند روزه دیگه
ا.ت: یعنی چی چند روزه دیگه

#کوک
#سناریو
#فیک
دیدگاه ها (۴)

پارت12فصل2دو روز بعدکوک: اخه عزیزم دوروزه هیچی نخوردی حتی در...

پارت13فصل2ا.ت: دختر قشنگمیونی: مامانا.ت:جانم یونی: واقعیت دا...

پارت10فصل2کوک: ا.ت بیا سوار شو ا.ت: باید دنبال یونی بگردیم ی...

پارت9فصل2م: الان من از کجا بدونم که بچه تون کجاسا.ت:امروز مد...

Love in the dark①②٪: بسه چرا سروصدا میکنیمحکم زد تو صورتم و ...

love in the dark②②اشک تو چشمانم جمع شدیعنی چی؟ میخواد از من ...

پارت ۹🖤❤️خوناشام خشن من ❤️ 🖤ا/ت: تروخدا بزار یکم دیگه بخوابم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط