{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کار عشق از وصل و هجران درگذشت

کار عشق از وصل و هجران درگذشت
درد ما از دست درمان درگذشت

کار، صعب آمد به همت برفزود
گوی، تیز آمد ز چوگان درگذشت

در زمانه کار کار عشق توست
از سر این کار نتوان درگذشت

کی رسم در تو که رخش وصل تو
از زمانه بیست میدان درگذشت

فتنهٔ عشق تو پردازد جهان
خاصه می‌داند که سلطان درگذشت

جوی خون دامان خاقانی گرفت
دامنش چه، کز گریبان درگذشت


خاقانی
دیدگاه ها (۳)

کار عشق از وصل و هجران درگذشتدرد ما از دست درمان درگذشتکار، ...

کار عشق از وصل و هجران درگذشتدرد ما از دست درمان درگذشتکار، ...

من ندانستم که عشق این رنگ داشتوز جهان با جان من آهنگ داشتدست...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 از عشق دوست بین که چه آمد به روی من ک...

دل که در دام تو افتاد غم جان نبردجان که در زلف تو شد راه به ...

امشب است آن شب که شادی بر در دربار عشقحلقه می کوبد که عقل آم...

مادر ای مهر بلند بی کران .... ای فراتر از دل و بهتر ز جانای...

🌼 گلچین اشعار سعدی با شرح و بسط و معنی(4) ...

🍃دامان خرابات نشینان همه پاک استتر دامنی ماست که تا دامن خاک...

از اینجا دانلود کنیدخبر آمد خبری در راه استسرخوش آن دل که از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط