که کوک داد زد

که کوک داد زد
+باشههههه....باشه..قول میدمممم...قول میدم با لیسا ازدواج کنم فقط ولش کن

پدرش کم کم دستشو شل کرد تو زمین خوردی و سرفه میکردی که کوک فورن اومد سمتت ولی پدرش اجازه نداد نزدیکت شه

+ولممم..کننننن
■تهیونگگگ(پدرش زورش بهش نمیرسید)

تهیونگ اومدو کوک رو گرفت

=هی...هیییی.اروم باششش
+ولم کن احمقققق

لیسام اومد پیش کوک

♧عزیزممم خوبی؟؟؟
■همگی برید بیروننننننن

همه رفتن بیرونو تهیونگ به زور کوک رو برد بیرون
تهیونگ کوک رو ول کرد

■اجوماااااااااا
$بله اقای جئون
■به لیسا یه اتاق بده تا دوروز بعدش وسایلش رو ببر توی اتاقه کوک
+اهههه...گندش بزنممم

کوک اون حرف رو زد، رفت تو اتاقشو درو محکم بست
تهیونگ اومد پیشه پدرشو دره گوشش گفت

=پدر..اگه میخاید من امشب خلاصش میکنم
■نه... با اون دختره میتونم کوک رو کنترل کنیم،،تا اون موقه ای که بفهمیم لیسا حاملس اون موقه با ارامش خونش رو میخوریم(پوزخند)
=هرچی شما بگید پدر(پوزخند)
■حالا برو استراحت کن چند ساعته دیگه خورشید در میاد
=چشم..

همع رفتن تو اتاق هاشون

(یجی ویدیو)
دیگه اشکی برای ریختن برام باقی نمونده بود
تقریبن یه ساعت گذشه بود ولی من همونطوری روی زمین دراز کشیده بودم فکر بودم که احساس کردم یکی وارده اتاقم شد ترسیدمو فورن بلد شدم


پارت ۳۳
دیدگاه ها (۱۳)

+شیشش..اروم باش منم(اروم)_کوکک(بغض،اروم)رفتی تو بغلش +حالت خ...

رفتیت تو و هردو توی اتاق یجی بودن+یجی کله سعی مو میکنم که با...

+ب...بابااااا...داری چی کار میکنیییی(یجی ویدیو)از حموم بیرون...

جوری که این اهنگ به فیک میخوره...

پارت ۱۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط