{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انگار برای تو همیشه خطری هست

انگار برای تو همیشه خطری هست

حالا چه شده دست خیالت تبری هست؟؟؟

 

من یوسفم و عشق تو از جنس زلیخا

در چشم تو از عشق زلیخا اثری هست

 

توفان زده ی عشق تو هستیم و هنوزم

در خاطره ی نیلی تو چشم تری هست ؟؟؟

 

هر ضربه که بر در زده ام بسته دری بود

 در بسته و شب هست و فقط در به دری هست

 

پایان شب است و همه ی دغدغه ات این

 آیا که هنوزم دم در رهگذری هست ؟

 

شاید یه تو بادی خبری را برساند

 در هلهله ی باد همیشه خبری هست
دیدگاه ها (۴)

باز آشفته ام از حسرت عنبر بوییبسته شد جان و دلم در گره ابروی...

بعد از این شعر یکی خواست به پایان برسد پیش چشمان خدا به سر و...

قطار ِ خط لبت راهي ِ سمرقند است ...بليط يك سره از اصفهان بگو...

پیراهنت در آستینش ماردارد ماری که تنها با دل من کار دارددلتن...

part8 «دخترِ خیابان بارونی – حقیقتی که زخمی می‌کنه»بارون تن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط