{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part11

❀Part11❀
آنچه گذشت: یونا: چون ممکنه بک هیونگ قصد جونمو بکنه
جین: باشه قبوله
یونا: تصمیم درستی گرفتید
................................................................
جین: بازش کن
نگهبان: چشم
جین : دنبالم بیا
یونا: بش
«فلش بک به دفتر کار جین»
جین : اینحا دفتر کار منه میگم به میز بیارن شخصا پیش خودم کار میکتی و میگم اتاق برات اماده کنن
یونا: اممم ممنون
جین: دنبالم بیا
یونا: دوباره برا چی؟
جین: قانون اول زیاد سوال نکن
یونا: باشه
«فلش بک به سالن»
جین: اینجا سالن جلساته مواقع مهم زو اینجا مطرح و عملی میکنیم
یونا: هومممم
جین: سوال؟
یونا: اممم میتونم تو عمارت بگردم
جین: مشکلی نیست ولی دردسر درست نکن
یونا: باشه!
«فلش بک به حیاط عمارت»
یونا ویو: تقریبا همه چیه این عمارتو دیدم خیلی کسل کنندس خستم شد و تصمیم گرفتم برم تو اتاقم
یونا: ببخشید شما میدونید اتاق من کجاست
خدمتکار: خانم یونا ؟
یونا: بله خودمم
خدمتکار: ارباب گفتن اتاق براتون اماده کنیم دنبالم بیاین
دیدگاه ها (۰)

🦠Part5🦠جیهوپ ویو: وارد اتاق مینا شدم جیهوپ: مینامینا:جیهوپ ن...

𝒫𝒶𝓇𝓉 𝟏بورام ویو: مثل همیشه ساعت ۵:۳۰صبح‌ بیدار شدم و کارامو ...

🦠Part4🦠جیهوپ ویو: مستقیم رفتم سمت پله کاملا خلوت بوداگه این ...

درخواستیاتونو پاشید اینجا بگید

ددی خون آشام من

Iove and the moonPart143ماه بعد صبح زود بود بیدارشدم با ای...

part 58″صدای زنگ در″جین« کوک برو درو باز کن»جونگکوک بلند شد ...

Iove and the moonPart25یونا: کوک میگم اگه یه روز بفهمی یه ن...

Iove and the moonPart6تهیونگ دستی لای موهام کشید و من را مح...

Love and the moonPart28وارد شرکت شدیم کوک دستم محکم گرفته ب...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۶۵: اولین قدم توی قصردر بزرگ سالن که پشت س...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

Iove and the moonPart19ویو یونا ها راستی امشب با تهیونگ ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط