{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای آنکه هست هر تپش من برای تو

ای آنکه هست هر تپش من برای تو
می لرزم از نگاه تو و از صدای تو

هستی عزیز و چشم تو از تو عزیزتر
جانم فدای چشم تو، جانم فدای تو

دنیا اگر چه مثل قفس تنگ و جانگزاست
من زنده ام بخاطر حال و هوای تو

در غربتی که بی تو گرفتار آن شدم
غبطه برم به حال خوش آشنای تو

هر صبحگاه می رسد از دوردستها
با بادها حکایت زلف رهای تو

ای کاش سهم شادی من قسمت تو بود
غمهای تو نصیب دل من بجای تو

وقتی حساب عمر مرا می کنی بگیر
آغازش از شبی که شدم مبتلای تو

یک روز اگر دوباره رسیدیم پیش هم
پیموده شد اگر دو قدم پا به پای تو،

بگذار چشمهای تو را چشمهای من...
بگذار دستهای مرا دستهای تو.. . . .
دیدگاه ها (۱)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

بسم الله الرحمن الرحیم بی‌هدفی از زبان چوپان پیر :عده‌ای هدف...

ای آنکه هست هر تپش من برای تو می لرزم از نگاه تو و از صدای ت...

ای سبب گریهء پنهانیممن غزلی از شب بارانی اممست شدم از قدح چش...

نگاه کن به‌ نگاهم که دل‌‌فدای توأم ...حریصِ لحظه‌ی دیدارِ چش...

نگاه کن به‌ نگاهم که دل‌‌فدای توأم ...حریصِ لحظه‌ی دیدارِ چش...

.دل می برد ز دست دو عالم لوای توآقای من تمام دو عالم فدای تو...

ارباب حسین(ع)دل می برد ز دست دو عالم لوای توآقای من تمام دو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط