{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رنگ اشکم بی تو دارد ارغوانی می شود

رنگ اشکم بی تو دارد ارغوانی می شود
سرفه هایم تازگی ها آن چنانی می شود

انتظارت کار دارد دست چشمم می دهد
رفته رفته عینکم ته استکانی می شود

هر چه غم بود از دلم با اشک بیرون شد ولی
خاطراتت پشت پلکم بایگانی می شود

کوه طاقت هم که باشی عشق آبت می کند
شانه های مرد عاشق استخوانی می شود

گاه مثل بیژن و یوسف به چاهت می کشد
گاه جسمت مثل عیسی آسمانی می شود

شب به شب جنگ ست بین عقل من با عشق تو
نقش من هم این وسط پا در میانی می شود

چشم و ابروی خشن از بس که می آید به تو
گاهی آدم عاشق نامهربانی می شود

صفحه ای از دفترم را باد با خود برد و رفت
داستان عشق ما فردا جهانی می شود
دیدگاه ها (۲)

شوق من چندین برابر میشود با دیدنتوای من دیوانه ام دیوانه ی خ...

یار من ،‌ دلدار من ،‌ غمخوار من مایهٔ امید قلب زار من دو...

کاش برزانوی خسته ام سری بگذاشتیبارسنگینیه ،غم ، را از دلم ، ...

قیامت کرده بر پا چشمهای شعله انگیزتمنم اندوهِ تلخِ حاصل ازیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط