{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رنگ اشکم بی تو دارد ارغوانی می شود/

رنگ اشکم بی تو دارد ارغوانی می شود/
سرفه هایم تازگی ها آن چنانی می شود//
انتظارت کار دارد دست چشمم می دهد/
رفته رفته عینکم ته استکانی می شود//
هرچه غم بود از دلم با اشک بیرون شد ولی/
خاطراتت پشت پلکم بایگانی می شود//
کوه طاقت هم که باشی عشق آبت می کند/
شانه های مرد عاشق استخوانی می شود//
گاه مثل بیژن و یوسف به چاهت می کشد/
گاه جسمت مثل عیسی آسمانی می شود//
شب به شب جنگ ست بین عقل من با عشق تو/
نقش من هم این وسط پا در میانی می شود//
چشم و ابروی خشن از بس که می آید به تو/
گاهی آدم عاشق نامهربانی می شود//
صفحه ای از دفترم را باد با خود برد و رفت/
داستان عشق ما فردا جهانی می شود//
بی تو اطرافم پر از ارواح سرگردان شده/
بر نگردی شاعرت قطعن روانی می شود//
کار و بار آدم عاشق ندارد اعتبار/
مردنش هم مثل اشکش ناگهانی میشود///
دیدگاه ها (۲)

### پارت ۵: نجوایِ صلح در قلبِ تاریکیهنوز لرزشِ دست‌هام بند ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❼‏«فهمیدم دوستت دارم. همان شبی که با یک حرف ساده...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ‌ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟵[ویو ا.ت]کمی جلوتر، صدای ...

پارت اول — جایی میان ماجونگ‌کوک همیشه فکر می‌کرد عشق یعنی پی...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۷ (پایانی): طلوعی در تاریکینفس تو...

برده عمارت جئون

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.3ته مین:خب وقتی با...

رنگ اشکم بی تو دارد ارغوانی می شودسرفه هایم تازگی ها آن چنان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط