{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفت از دل من تاب و دگر یار نیامد

رفت از دلِ من تاب و دگر یار نیامد
شیرین سخنی بود و به گفتار نیامد
گلبرگ لبم بوسه به تصویرِ کسی زد
در تاب فراقم من و ؛ دلدار نیامد
آنشب که به دل وعده ی بسیار نمودَش
مهتاب شبی بود ؛ که تکرار نیامد
دیدگاه ها (۵)

ای ماه دلم شِکوه ز هر قافله کردممعشوق نیامد به وصال حوصله کر...

همچو طوفان آمد و در کُنجِ دل سُکنا گرفتآتشم زد بی هوا او هر ...

تو در سکوتِ خوابِ من صدای یک ترانه ایمیــان پلک هـای من ردیف...

میگریزم از جهانی زشت و زیبامیگریزم از نگاهی گرم و گیرامیگریز...

#شعر🍃ای یار ترین یار و نگارم ،  باز آ ..با گریه ی تلخ ، بی ق...

My angel (part 14 )چند دقیقه ای میشد که محو فضای اطرافت شده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط