کریستوفر با موهام ازدواج کردی یا خودم
کریستوفر با موهام ازدواج کردی یا خودم ؟
بازتاب نور خورشید از پنجره گذشته بود و کل فضای اتاق رو پر کرده بود .. با برخورد نور خوشید به چشم های حساست از خواب دلنشینت دل کندی ، کمی چشم هات رو مالش دادی و بعد از گذشت چند دقیقه پلک هات رو از هم فاصله دادی ..
به محظ باز کردن چشمات ، تمومی لحظات دیشب مثل فیلمی کوتاه از جلو چشمات رد شد ، لبخندی رو لبت شکل گرفت که برگشتی و نگاهی به همسر عزیزت که حالا به زیبا ترین حالت ممکن کنارت به خواب رفته بود کردی ..
دستت رو نوازش وار روی گونش کشیدی .. نگاهت دائما بین اجرای صورتش میچرخید .. ناخوداگاه جمله ای از دهنت خارج شد :
+ چطور میتونی همزمان انقدر سکسی و کیوت باشی ؟
_ همونطور که تو میتونی همزمان هم اسممو ناله کنی هم بدنمو با اون ناخونات کبود کنی
+ یااااا خجالت بکش پیر مردددد
_ از چی خجالت بکشم لیدی ؟ دیشبو یادت رفته ؟ دیشب که خجالت سرت نمیشد کم مونده بود ..
+ هییی بسهه لازم نیس ادامه بدی
خنده ای دندون نما بهت تحویل داد و سرش رو توی گردن سفید رنگت فرو برد
_ خیلی از خودم راضیم
+ چرا ؟
_ چون ی جوری کبودت کردم هیچ پسری جرئت نمیکنه نزدیکت شه
+ یااا کریستوفر بنگگگ شوخیت گرفتههه ؟؟
_ نه خیر کاملا هم جدیم
+ هعیی خدایا من با این پیر مرد خرفت چیکار کنممم
_ عشق کن
+ هیییی
بوسه ای به گردنت زد و شروع کرد به نوازش موهات ، موهات یکی از بزرگترین خط قرمزاش بودن ، به قدری دوسشون داشت که شک داشتی تورو به اون اندازه دوست داشته باشه .. سرش رو توی موهات فرو کرد و نفسی عمیق کشید و عطر خوشبو موهات رو وارد ریه هاش کرد .. بوسه ای بهشون زد که از روی اعتراض و با لحنی عصبی لب زدی :
+ یا کریستوفر با موهام ازدواج کردی یا خودم ؟
_ باز حسودی کردی بچه ؟
+ …
_ باشه باشه من غلط کردم بانو
کمرت و گرفت و به خودش نزدیکت کرد ، سرش رو جلوتر اورد و بوسه ای به گونه ی رنگ گرفتت ، پیشونیت ، چشمات ، بینیت ، چونت و در نهایت لبات زد ..
_ حالا راضی شدین بانو ؟
+ نمیدونم
_ دیگه کجارو باید ببوسم ؟ نکنه
+ نههه همینا بسه من راضیم
_ دیگه دیره ، قول میدم خیلی طولش ندم ملکه
روت خیمه زد و از استخون بر امده ترقوت شروع به بوسیدنت کرد و اخرین جملش رو به زبون اورد :
_ این سری جوری میبوسمت که از لذت گریه کنی پرنسس
اهمم و درنهایت اخرین درخواستی این زیبام : http://wisgoon.com/prnsss/
امیدوارم که دوسش داشته باشین :))
بازتاب نور خورشید از پنجره گذشته بود و کل فضای اتاق رو پر کرده بود .. با برخورد نور خوشید به چشم های حساست از خواب دلنشینت دل کندی ، کمی چشم هات رو مالش دادی و بعد از گذشت چند دقیقه پلک هات رو از هم فاصله دادی ..
به محظ باز کردن چشمات ، تمومی لحظات دیشب مثل فیلمی کوتاه از جلو چشمات رد شد ، لبخندی رو لبت شکل گرفت که برگشتی و نگاهی به همسر عزیزت که حالا به زیبا ترین حالت ممکن کنارت به خواب رفته بود کردی ..
دستت رو نوازش وار روی گونش کشیدی .. نگاهت دائما بین اجرای صورتش میچرخید .. ناخوداگاه جمله ای از دهنت خارج شد :
+ چطور میتونی همزمان انقدر سکسی و کیوت باشی ؟
_ همونطور که تو میتونی همزمان هم اسممو ناله کنی هم بدنمو با اون ناخونات کبود کنی
+ یااااا خجالت بکش پیر مردددد
_ از چی خجالت بکشم لیدی ؟ دیشبو یادت رفته ؟ دیشب که خجالت سرت نمیشد کم مونده بود ..
+ هییی بسهه لازم نیس ادامه بدی
خنده ای دندون نما بهت تحویل داد و سرش رو توی گردن سفید رنگت فرو برد
_ خیلی از خودم راضیم
+ چرا ؟
_ چون ی جوری کبودت کردم هیچ پسری جرئت نمیکنه نزدیکت شه
+ یااا کریستوفر بنگگگ شوخیت گرفتههه ؟؟
_ نه خیر کاملا هم جدیم
+ هعیی خدایا من با این پیر مرد خرفت چیکار کنممم
_ عشق کن
+ هیییی
بوسه ای به گردنت زد و شروع کرد به نوازش موهات ، موهات یکی از بزرگترین خط قرمزاش بودن ، به قدری دوسشون داشت که شک داشتی تورو به اون اندازه دوست داشته باشه .. سرش رو توی موهات فرو کرد و نفسی عمیق کشید و عطر خوشبو موهات رو وارد ریه هاش کرد .. بوسه ای بهشون زد که از روی اعتراض و با لحنی عصبی لب زدی :
+ یا کریستوفر با موهام ازدواج کردی یا خودم ؟
_ باز حسودی کردی بچه ؟
+ …
_ باشه باشه من غلط کردم بانو
کمرت و گرفت و به خودش نزدیکت کرد ، سرش رو جلوتر اورد و بوسه ای به گونه ی رنگ گرفتت ، پیشونیت ، چشمات ، بینیت ، چونت و در نهایت لبات زد ..
_ حالا راضی شدین بانو ؟
+ نمیدونم
_ دیگه کجارو باید ببوسم ؟ نکنه
+ نههه همینا بسه من راضیم
_ دیگه دیره ، قول میدم خیلی طولش ندم ملکه
روت خیمه زد و از استخون بر امده ترقوت شروع به بوسیدنت کرد و اخرین جملش رو به زبون اورد :
_ این سری جوری میبوسمت که از لذت گریه کنی پرنسس
اهمم و درنهایت اخرین درخواستی این زیبام : http://wisgoon.com/prnsss/
امیدوارم که دوسش داشته باشین :))
- ۱۶.۵k
- ۲۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط